witch

[ایالات متحده]/wɪtʃ/
[بریتانیا]/wɪtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی که اعتقاد بر این است که دارای قدرت‌های جادویی است و جادوگری می‌کند
vt. جادو کردن؛ جادوگری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

witchcraft

جادوگری

witch doctor

پزشک معنوی

witch hazel

شاه بلوط

جملات نمونه

witch on the TV.

جادوگری در تلویزیون.

The witch was hideously ugly.

جادوگر به طرز وحشتناکی زشت بود.

witch hazels are the harbingers of spring.

نسیم‌های پیش‌زمستان نشانه‌هایی از بهار هستند.

The witch charmed the prince.

جادوگر شاهزاده را مسحور کرد.

Mrs Mucharski had somehow witched the house.

خانم موچارسکی به نحوی خانه را جادو کرد.

a witch doctor who practices conjury.

یک دکتر جادوگری که شعبده‌بازی می‌کند.

The witch tried to change iron into gold.

جادوگر سعی کرد آهن را به طلا تبدیل کند.

The heartless witch cast a spell on the poor little girl.

جادوگر بی‌رحم جادویی بر دختربچه ی فقیر انداخت.

the witch cast a spell on her to turn her into a beast.

جادوگر جادویی بر او جاری کرد تا او را به یک حیوان تبدیل کند.

witches are real if and only if there are criteria for identifying witches.

جادوگران واقعی هستند اگر و فقط اگر معیارهایی برای شناسایی جادوگران وجود داشته باشد.

Sorcerer and witch doctor,grigri and juju,are still an integral part of the African pattern.

جادوگر و پزشک،گریگری و جاجو،هنوز هم بخشی جدایی‌ناپذیر از الگوی آفریقا هستند.

Witches used to be burned at the stake.

قبلاً جادوگران در ملا عام می‌سوزاندند.

Main Compositions: lactic-peppermint, lavendar essence, witch hazel, modified allantois.

ترکیبات اصلی: نعناع لاکتیک، عصاره لوندان، ویکس هیزل، آلانتوئیس اصلاح شده.

BBC undercover reporter was offered a binal body part for sell by witch doctors.Karen Allen reports.

یک گزارشگر مخفی بی‌بی‌سی از سوی پزشکان معالج، یک قسمت بدن غیرمعمول برای فروش پیشنهاد شد. گزارش کارن آلن.

This product is enriched in HA, sea mucoitin, whitening factor, plant DNA and extracts of witch hazel.

این محصول غنی از HA، موکوییتین دریایی، عامل سفید کننده، DNA گیاهی و عصاره دمایان است.

It is possible for another witch or wizard who is sufficiently knowledgeable to force an Animagus to Transfigure from animal shape back into human shape;

امکان دارد جادوگری وجود داشته باشد که به اندازه کافی آگاه باشد تا یک آنیماگوس را مجبور کند از شکل حیوان به شکل انسان بازگردد;

Tainted by association with the Witch King and the violent madness of Aenarion, the survivors of Nagarythe are very different type of Asur.

آلوده به ارتباط با پادشاه ساحره و جنون خشونت آمیز آیناریون، بازماندگان ناگاریت نوع بسیار متفاوتی از آسور هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید