ornamentation

[ایالات متحده]/ɔːnəmen'teɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌɔrnəmɛn'teʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تزئین، عناصر تزئینی.
Word Forms

جملات نمونه

the rhetorical ornamentation of text.

زینت بلاغی متنی

The distribution of stomatal apparatus and ceraceous ornamentation of the white squama-shaped leaf of Chamaecyparis pisfera spach were special.

توزیع دستگاه روزنه ای و زینت های مومی از برگ سفید شکل فلس مانند Chamaecyparis pisfera spach ویژه بود.

Surface micro-ornamentations observed were granulate, echinulate, fenestrate, sharp columellate, scale, and rugate.

زینت های میکروسکوپی سطحی مشاهده شده عبارت بودند از: دانه‌دار، خاردار، منفرد، ستونی تیز، فلس مانند و چین دار.

The results indicate that the spores are yellowish, monolete, without perispore and bearing granular ornamentation on the exospore.They are bean-shaped in equatorial view and elliptical in polar view.

نتایج نشان می‌دهد که هاگ‌ها زرد رنگ، تک‌برگی، بدون پریسپور و دارای تزیینات دانه‌دار روی اکسوپور هستند. آنها در نمای استوایی به شکل لوبیا و در نمای قطبی به شکل بیضی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید