overturns

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈtɜːnz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈtɜrnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را برگرداندن; باعث سقوط یا فروپاشی شدن; یک تصمیم یا قضاوت را معکوس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overturns decision

ابطال تصمیم

overturns ruling

ابطال رای

overturns verdict

ابطال حکم

overturns law

ابطال قانون

overturns precedent

ابطال سابقه

overturns policy

ابطال سیاست

overturns ban

ابطال ممنوعیت

overturns judgment

ابطال قضاوت

overturns opinion

ابطال نظر

overturns outcome

ابطال نتیجه

جملات نمونه

the new evidence overturns the previous assumptions.

شواهد جدید فرضیات قبلی را نقض می‌کند.

the court's ruling overturns the earlier decision.

تصمیم دادگاه تصمیم قبلی را لغو می‌کند.

this discovery overturns our understanding of the theory.

این کشف درک ما از نظریه را زیر سوال می‌برد.

the scandal overturns the politician's reputation.

این رسوایی شهرت سیاستمدار را خدشه‌دار می‌کند.

his actions could overturn years of progress.

اقدامات او ممکن است سال‌ها پیشرفت را از بین ببرد.

the new policy overturns previous regulations.

این سیاست جدید مقررات قبلی را لغو می‌کند.

the findings overturn long-held beliefs in science.

این یافته‌ها باورهای دیرینه در علم را نقض می‌کند.

her argument overturns the conventional wisdom.

استدلال او خرد متعارف را زیر سوال می‌برد.

the judge's decision overturns the jury's verdict.

تصمیم قاضی رأی هیئت منصفه را لغو می‌کند.

the revolution overturns the existing government.

انقلاب دولت موجود را سرنگون می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید