persuades others
فریب میدهد دیگران
persuades me
فریب میدهد مرا
persuades you
فریب میدهد شما را
persuades him
فریب میدهد او را (مذکر)
persuades her
فریب میدهد او را (مونث)
persuades them
فریب میدهد آنها را
persuades the audience
فریب میدهد مخاطبان را
persuades the crowd
فریب میدهد جمعیت را
persuades the client
فریب میدهد مشتری را
persuades the team
فریب میدهد تیم را
she persuades her friends to join the club.
او دوستان خود را متقاعد میکند به باشگاه بپیوندند.
the manager persuades the team to meet the deadline.
مدیر تیم را متقاعد میکند مهلت را رعایت کند.
he persuades his parents to let him travel alone.
او والدینش را متقاعد میکند که اجازه دهند او به تنهایی سفر کند.
the advertisement persuades customers to buy the product.
تبلیغ مشتریان را متقاعد میکند محصول را خریداری کنند.
she persuades her colleagues to adopt a new strategy.
او همکاران خود را متقاعد میکند یک استراتژی جدید را اتخاذ کنند.
he persuades his friends to try the new restaurant.
او دوستانش را متقاعد میکند رستوران جدید را امتحان کنند.
the teacher persuades students to participate in the competition.
معلم دانش آموزان را متقاعد میکند در مسابقه شرکت کنند.
they persuade the community to support the project.
آنها جامعه را متقاعد میکنند از پروژه حمایت کنند.
the speaker persuades the audience to take action.
سخنرانی مخاطبان را متقاعد میکند اقدام کنند.
she persuades her partner to invest in the business.
او شریکش را متقاعد میکند در کسب و کار سرمایه گذاری کند.
persuades others
فریب میدهد دیگران
persuades me
فریب میدهد مرا
persuades you
فریب میدهد شما را
persuades him
فریب میدهد او را (مذکر)
persuades her
فریب میدهد او را (مونث)
persuades them
فریب میدهد آنها را
persuades the audience
فریب میدهد مخاطبان را
persuades the crowd
فریب میدهد جمعیت را
persuades the client
فریب میدهد مشتری را
persuades the team
فریب میدهد تیم را
she persuades her friends to join the club.
او دوستان خود را متقاعد میکند به باشگاه بپیوندند.
the manager persuades the team to meet the deadline.
مدیر تیم را متقاعد میکند مهلت را رعایت کند.
he persuades his parents to let him travel alone.
او والدینش را متقاعد میکند که اجازه دهند او به تنهایی سفر کند.
the advertisement persuades customers to buy the product.
تبلیغ مشتریان را متقاعد میکند محصول را خریداری کنند.
she persuades her colleagues to adopt a new strategy.
او همکاران خود را متقاعد میکند یک استراتژی جدید را اتخاذ کنند.
he persuades his friends to try the new restaurant.
او دوستانش را متقاعد میکند رستوران جدید را امتحان کنند.
the teacher persuades students to participate in the competition.
معلم دانش آموزان را متقاعد میکند در مسابقه شرکت کنند.
they persuade the community to support the project.
آنها جامعه را متقاعد میکنند از پروژه حمایت کنند.
the speaker persuades the audience to take action.
سخنرانی مخاطبان را متقاعد میکند اقدام کنند.
she persuades her partner to invest in the business.
او شریکش را متقاعد میکند در کسب و کار سرمایه گذاری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید