plantains

[ایالات متحده]/ˈplænteɪnz/
[بریتانیا]/ˈplænˌteɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوع موزی که برای پخت و پز استفاده می‌شود؛ شکل جمع موز پخته

عبارات و ترکیب‌ها

fried plantains

فیله‌ناماس سرخ‌شده

ripe plantains

فیله‌ناماس رسیده

plantains chips

چیپس فیله‌ناماس

baked plantains

فیله‌ناماس پخته

plantains stew

خورش فیله‌ناماس

plantains salad

سالاد فیله‌ناماس

green plantains

فیله‌ناماس سبز

plantains recipe

دستور تهیه فیله‌ناماس

mashed plantains

فیله‌ناماس له شده

plantains curry

کاري فیله‌ناماس

جملات نمونه

plantains are a staple food in many tropical countries.

موزهای سبز یک غذای اصلی در بسیاری از کشورهای گرمسیری هستند.

fried plantains make a delicious side dish.

موزهای سرخ شده یک غذای جانبی خوشمزه را تشکیل می‌دهند.

in some cultures, plantains are used in savory dishes.

در برخی فرهنگ‌ها، موزهای سبز در غذاهای شور استفاده می‌شوند.

plantains can be boiled, fried, or baked.

می‌توان موزهای سبز را آب‌پز، سرخ شده یا پخته کرد.

sweet plantains are often served as a dessert.

موزهای شیرین اغلب به عنوان دسر سرو می‌شوند.

many people enjoy plantains with rice and beans.

بسیاری از مردم از خوردن موزهای سبز با برنج و لوبیا لذت می‌برند.

plantains are rich in potassium and fiber.

موزهای سبز سرشار از پتاسیم و فیبر هستند.

grilled plantains can add a unique flavor to your meal.

موزهای سبز کبابی می‌توانند طعم منحصر به فردی به غذای شما اضافه کنند.

plantains are often mistaken for bananas but are starchier.

اغلب موزهای سبز با موزها اشتباه گرفته می‌شوند، اما نشاسته‌دارتر هستند.

plantains can be a versatile ingredient in various recipes.

موزهای سبز می‌توانند یک ماده‌ی متنوع در دستورالعمل‌های مختلف باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید