poaches

[ایالات متحده]/pəʊtʃɪz/
[بریتانیا]/poʊtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تخم‌مرغ را با غوطه‌ور کردن در آب در حال جوش پختن؛ به ملک دیگری تجاوز کردن به منظور دزدیدن شکار

عبارات و ترکیب‌ها

poaches eggs

پخت تخم مرغ

poaches fish

پخت ماهی

poaches ideas

دزدیدن ایده ها

poaches talent

دزدیدن استعداد

poaches employees

به خدمت گرفتن کارمندان

poaches recipes

دزدیدن دستور العمل

poaches secrets

دزدیدن اسرار

poaches customers

جذب مشتری

poaches resources

دزدیدن منابع

poaches skills

دزدیدن مهارت ها

جملات نمونه

the chef poaches the eggs to achieve a perfect texture.

سرآشپز تخم مرغ ها را آب پز می کند تا به بافت کاملی دست یابد.

the company poaches talent from its competitors.

شرکت استعدادها را از رقبای خود به دست می آورد.

he poaches fish from the lake every weekend.

او آخر هفته ها ماهی را از دریاچه به دست می آورد.

she poaches ideas from various sources for her project.

او ایده ها را از منابع مختلف برای پروژه خود به دست می آورد.

the wildlife organization works to stop poaches in the national park.

سازمان حیات وحش برای جلوگیری از شکار غیرقانونی در پارک ملی تلاش می کند.

he poaches fruits from his neighbor's garden.

او میوه ها را از باغ همسایه خود به دست می آورد.

the restaurant poaches salmon to enhance its flavor.

رستوران ماهی سالمون را آب پز می کند تا طعم آن را افزایش دهد.

they often poach employees from rival firms.

آنها اغلب کارمندان را از شرکت های رقیب به دست می آورند.

she poaches vegetables lightly to retain their nutrients.

او سبزیجات را به آرامی آب پز می کند تا مواد مغذی آنها حفظ شود.

poaching endangered species is a serious crime.

شکار غیرقانونی گونه های در معرض خطر یک جرم جدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید