redundancies

[ایالات متحده]/rɪˈdʌndənsiːz/
[بریتانیا]/rɪˈdʌndənsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدارهای زیاد یا مازاد؛ اضافی در ماشین‌آلات؛ پرگویی در زبان؛ اخراج‌ها به دلیل نیروی کار اضافی

عبارات و ترکیب‌ها

cost redundancies

هزینه‌های تکراری

staff redundancies

تکرار در کارکنان

eliminate redundancies

حذف تکرارها

reduce redundancies

کاهش تکرارها

identify redundancies

تشخیص تکرارها

avoid redundancies

اجتناب از تکرارها

organizational redundancies

تکرارهای سازمانی

process redundancies

تکرارهای فرآیند

system redundancies

تکرارهای سیستمی

data redundancies

تکرارهای داده

جملات نمونه

we need to eliminate redundancies in our workflow.

ما نیاز داریم تا زائدها را در گردش کار خود حذف کنیم.

redundancies in the report made it difficult to read.

زائد بودن در گزارش باعث می‌شد خواندن آن دشوار باشد.

the company is looking to reduce redundancies in staffing.

شرکت به دنبال کاهش زائدها در استخدام است.

identifying redundancies can help streamline operations.

شناسایی زائدها می‌تواند به ساده‌سازی عملیات کمک کند.

there were several redundancies in the presentation.

چندین زائد در ارائه وجود داشت.

we should address the redundancies in our budget.

ما باید به زائدها در بودجه خود رسیدگی کنیم.

eliminating redundancies can save time and resources.

حذف زائدها می‌تواند در زمان و منابع صرفه‌جویی کند.

redundancies in data processing can lead to errors.

زائد بودن در پردازش داده‌ها می‌تواند منجر به خطا شود.

to improve efficiency, we must tackle redundancies.

برای بهبود کارایی، ما باید زائدها را حل کنیم.

redundancies in communication can cause confusion.

زائد بودن در ارتباطات می‌تواند باعث سردرگمی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید