rookie

[ایالات متحده]/'rʊkɪ/
[بریتانیا]/'rʊki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تازه‌وارد، مبتدی
Word Forms
جمعrookies

جملات نمونه

rookies were mercilessly hazed.

تازه کارها به شدت و بی‌رحمانه مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.

These rookie cops don’t know anything yet.

این پلیس‌های تازه‌کار هنوز چیزی نمی‌دانند.

The rookie turned out to be the best hitter on the team.

بازیکن تازه‌کار بهترین ضربه‌زننده تیم بود.

signed a rookie pitcher for next season; sign up actors for a tour.

یک پرتاب کننده تازه‌کار را برای فصل بعد استخدام کرد؛ برای یک تور، بازیگران را ثبت نام کرد.

He is a rookie in the company.

او یک تازه‌کار در شرکت است.

The rookie player made a crucial mistake.

بازیکن تازه‌کار مرتکب اشتباهی حیاتی شد.

The rookie teacher is still learning the ropes.

معلم تازه‌کار هنوز در حال یادگیری اصول کار است.

She is a rookie detective on her first case.

او یک کارآگاه تازه‌کار در اولین پرونده خود است.

The rookie firefighter showed bravery during the rescue mission.

آتش‌نشان تازه‌کار در مأموریت نجات شجاعت نشان داد.

The rookie pilot successfully landed the plane in an emergency situation.

خلبان تازه‌کار با موفقیت هواپیما را در شرایط اضطراری فرود آورد.

The rookie nurse is gaining experience with each patient she treats.

پرستار تازه‌کار با هر بیمار که درمان می‌کند، تجربه کسب می‌کند.

The rookie chef is eager to learn new cooking techniques.

سرآشپز تازه‌کار مشتاق یادگیری تکنیک‌های آشپزی جدید است.

The rookie singer impressed the audience with her talent.

خواننده تازه‌کار با استعداد خود مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.

Despite being a rookie, he showed great potential in the field.

با وجود اینکه تازه‌کار بود، پتانسیل زیادی در این زمینه نشان داد.

نمونه‌های واقعی

So remember, take advantage of being a rookie.

پس به یاد داشته باشید، از اینکه یک تازه‌کار هستید، استفاده کنید.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

Danvers is a rookie. We need someone hard-hitting.

دانورس یک تازه‌کار است. به کسی نیاز داریم که ضربه بزند.

منبع: Super Girl Season 2 S02

But even a rookie knows, chickens are supposed to run for food.

اما حتی یک تازه‌کار هم می‌داند که مرغ‌ها باید برای غذا بدوند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

I thought I was a hotshot rookie coming out of college.

فکر کردم من یک تازه‌کار با استعداد هستم که از دانشگاه فارغ التحصیل شده‌ام.

منبع: NBA Star Speech Collection

This will be your first time flying to space so you're technically a rookie here.

این اولین باری است که به فضا سفر می‌کنید، بنابراین از نظر فنی شما اینجا یک تازه‌کار هستید.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

But the unfortunate thing is, we are almost really never done being a rookie.

اما متاسفانه، ما تقریباً هرگز بودن یک تازه‌کار را تمام نمی‌کنیم.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

You fell for the face. What are you, a rookie?

تو به قیافه فریب خوردی. تو چی هستی، یک تازه‌کار؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

You signed his rookie card for him?

تو کارت تازه‌کاری‌اش را برای او امضا کردی؟

منبع: S03

Two rookie quarterbacks face each other.

دو کوارتربک تازه‌کار مقابل هم قرار دارند.

منبع: NPR News January 2013 Compilation

The Colts are led by rookie quarterback Andrew Luck.

کولتز با کوارتربک تازه‌کار اندرو لاک هدایت می‌شود.

منبع: NPR News January 2013 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید