stovetop

[ایالات متحده]/ˈstəʊvəˌtɒp/
[بریتانیا]/ˈstoʊvəˌtɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطح بالایی یک اجاق که برای پخت و پز استفاده می‌شود
adj. مربوط به یا مناسب برای پخت و پز روی اجاق

عبارات و ترکیب‌ها

stovetop cooking

پخت و پز روی اجاق

stovetop espresso

اسپرسو روی اجاق

stovetop grill

باربکیوی اجاق گاز

stovetop pot

قابلمه اجاق گاز

stovetop burner

شعله اجاق گاز

stovetop kettle

کتل اجاق گاز

stovetop recipe

دستور پخت اجاق گاز

stovetop heat

حرارت اجاق گاز

stovetop skillet

تابه اجاق گاز

stovetop pressure

فشار اجاق گاز

جملات نمونه

she cooked pasta on the stovetop for dinner.

او پاستا را روی اجاق گاز برای شام پخت.

make sure to clean the stovetop after each use.

حتماً بعد از هر بار استفاده، اجاق گاز را تمیز کنید.

the stovetop heats up quickly, so watch your cooking time.

اجاق گاز به سرعت گرم می شود، بنابراین زمان پخت خود را زیر نظر داشته باشید.

he prefers cooking on the stovetop rather than using the oven.

او ترجیح می دهد روی اجاق گاز بپزد تا از فر استفاده کند.

she placed the pot on the stovetop to boil water.

او قابلمه را روی اجاق گاز گذاشت تا آب بجوشد.

you can simmer the sauce on the stovetop for better flavor.

می توانید سس را روی اجاق گاز بجوشانید تا طعم بهتری داشته باشد.

always use a pot holder when touching the hot stovetop.

همیشه از دستگیره هنگام لمس اجاق گاز داغ استفاده کنید.

the stovetop has multiple burners for cooking different dishes.

اجاق گاز دارای شعله های متعدد برای پختن غذاهای مختلف است.

she accidentally spilled sauce on the stovetop during cooking.

او به طور تصادفی سس را روی اجاق گاز در حین پختن ریخت.

he installed a new stovetop in the kitchen remodel.

او یک اجاق گاز جدید در بازسازی آشپزخانه نصب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید