suicides

[ایالات متحده]/ˈsuːɪsaɪdz/
[بریتانیا]/ˈsuːɪˌsaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل خودکشی عمدی؛ خود تخریبی؛ افرادی که خودکشی می‌کنند؛ رفتار خودکشی

عبارات و ترکیب‌ها

prevent suicides

جلوگیری از خودکشی

suicides increase

افزایش خودکشی

report suicides

گزارش خودکشی

suicides rates

نرخ خودکشی

suicides awareness

آگاهی از خودکشی

suicides prevention

پیشگیری از خودکشی

suicides crisis

بحران خودکشی

address suicides

رسیدگی به خودکشی

suicides hotline

خط تلفن خودکشی

suicides support

حمایت از خودکشی

جملات نمونه

there has been a rise in suicides among teenagers.

افزایشی در خودکشی‌ها در میان نوجوانان وجود داشته است.

experts are studying the causes of suicides in urban areas.

متخصصان در حال بررسی علل خودکشی در مناطق شهری هستند.

support groups can help prevent suicides.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به پیشگیری از خودکشی کمک کنند.

suicides often indicate underlying mental health issues.

خودکشی‌ها اغلب نشان‌دهنده مشکلات سلامت روان زمینه‌ای هستند.

many organizations are working to raise awareness about suicides.

سازمان‌های زیادی در تلاش برای افزایش آگاهی در مورد خودکشی هستند.

suicides can be reduced with proper intervention and support.

می‌توان با مداخله و حمایت مناسب، خودکشی‌ها را کاهش داد.

the media plays a significant role in reporting suicides.

رسانه‌ها نقش مهمی در گزارش خودکشی‌ها دارند.

there are various resources available for those contemplating suicides.

منابع مختلفی برای کسانی که در حال تفکر در مورد خودکشی هستند، در دسترس است.

suicides can leave a lasting impact on families and communities.

خودکشی‌ها می‌توانند تأثیر ماندگاری بر خانواده‌ها و جوامع بگذارند.

educational programs can help reduce the stigma around suicides.

برنامه‌های آموزشی می‌توانند به کاهش انگ مربوط به خودکشی کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید