sundial

[ایالات متحده]/'sʌndaɪəl/
[بریتانیا]/'sʌn'daɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساعت آفتابی، ساعت خورشیدی
Word Forms
جمعsundials

جملات نمونه

Churchyards often have sundials in them.

در گورستان‌ها اغلب ساعت‌های خورشیدی وجود دارد.

Itlooks so great although he was standing at high place.It rather lookslike a tower.The stone monument standing straightly to the heaven faroff was like a sundial, making the ground its clockface.

با وجود اینکه او در جایگاه بالایی ایستاده بود، بسیار عالی به نظر می رسد. بیشتر شبیه یک برج بود. بنای سنگی که به طور مستقیم به آسمان کشیده شده بود، مانند یک خورشیدگرافی بود که زمین را صفحه ساعت خود قرار می داد.

The ancient sundial marked the passage of time.

خورشیدگرافی باستانی گذر زمان را نشان می داد.

The sundial cast a shadow on the ground.

خورشیدگرافی سایه ای بر روی زمین می انداخت.

She used the sundial to tell the time.

او از خورشیدگرافی برای تعیین زمان استفاده کرد.

The sundial was a common timekeeping device in ancient civilizations.

خورشیدگرافی یک وسیله زمان سنجی رایج در تمدن های باستانی بود.

The sundial's design allowed for accurate time measurement.

طراحی خورشیدگرافی امکان اندازه گیری دقیق زمان را فراهم می کرد.

The sundial's gnomon helped indicate the time of day.

گونم خورشیدگرافی به نشان دادن زمان روز کمک می کرد.

The sundial's markings showed the hours of daylight.

نشانه های خورشیدگرافی ساعات روز را نشان می داد.

The sundial's position determined the time of day.

موقعیت خورشیدگرافی زمان روز را تعیین می کرد.

The sundial's accuracy depended on the angle of the gnomon.

دقت خورشیدگرافی به زاویه گونم بستگی داشت.

The sundial's purpose was to track the movement of the sun.

هدف خورشیدگرافی ردیابی حرکت خورشید بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید