uncovers

[ایالات متحده]/ʌnˈkʌvəz/
[بریتانیا]/ʌnˈkʌvərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را از زیر پوشش برداشتن؛ چیزی را افشا یا کشف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

uncovers truth

کشف حقیقت

uncovers secrets

کشف اسرار

uncovers evidence

کشف شواهد

uncovers lies

کشف دروغ‌ها

uncovers potential

کشف پتانسیل

uncovers risks

کشف خطرات

uncovers problems

کشف مشکلات

uncovers insights

کشف بینش‌ها

uncovers facts

کشف حقایق

جملات نمونه

the investigation uncovers new evidence.

تحقیقات شواهد جدیدی را کشف می‌کند.

the research uncovers hidden patterns in the data.

تحقیقات الگوهای پنهان در داده‌ها را کشف می‌کند.

this book uncovers the truth about ancient civilizations.

این کتاب حقیقت درباره تمدن‌های باستانی را آشکار می‌کند.

the documentary uncovers the realities of climate change.

مستند واقعیت‌های تغییرات آب و هوا را آشکار می‌کند.

the audit uncovers discrepancies in the financial records.

بازرسی مغایرت‌ها در سوابق مالی را کشف می‌کند.

the investigation uncovers a web of corruption.

تحقیقات یک شبکه فساد را کشف می‌کند.

the article uncovers the challenges faced by local farmers.

مقاله چالش‌های پیش روی کشاورزان محلی را آشکار می‌کند.

the analysis uncovers trends that could affect the market.

تجزیه و تحلیل روندهایی را که ممکن است بر بازار تأثیر بگذارد، آشکار می‌کند.

the exploration uncovers ancient artifacts buried underground.

اکتشافات آثار باستانی مدفون شده زیر زمین را کشف می‌کند.

the investigation uncovers a series of fraudulent activities.

تحقیقات یک سری فعالیت‌های متقلبانه را کشف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید