undecorated

[ایالات متحده]/ʌnˈdɛkəreɪtɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈdɛkəreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون تزئین یا زینت؛ ساده

عبارات و ترکیب‌ها

undecorated room

اتاق بدون تزئین

undecorated space

فضای بدون تزئین

undecorated wall

دیوار بدون تزئین

undecorated table

میز بدون تزئین

undecorated house

خانه بدون تزئین

undecorated venue

محل بدون تزئین

undecorated area

منطقه بدون تزئین

undecorated garden

باغ بدون تزئین

undecorated furniture

مبلمان بدون تزئین

undecorated ceiling

سقف بدون تزئین

جملات نمونه

the room was completely undecorated for the party.

اتاق کاملاً بدون تزئین برای مهمانی بود.

she prefers her style to be undecorated and simple.

او ترجیح می‌دهد سبک او بدون تزئین و ساده باشد.

the undecorated cake looked plain but tasted delicious.

کیک بدون تزئین ساده به نظر می رسید اما خوشمزه بود.

his undecorated speech lacked enthusiasm.

سخنرانی او که بدون تزئین بود، فاقد شور و اشتیاق بود.

the undecorated walls made the space feel cold.

دیوارهای بدون تزئین باعث می شد فضا سرد به نظر برسد.

they chose an undecorated venue for the intimate gathering.

آنها یک مکان بدون تزئین را برای گردهمایی صمیمی انتخاب کردند.

the artist’s undecorated style is very unique.

سبک هنرمند بدون تزئین بسیار منحصر به فرد است.

she appreciated the beauty of the undecorated landscape.

او از زیبایی منظره بدون تزئین قدردانی کرد.

his undecorated writing style is straightforward and clear.

سبک نوشتاری او که بدون تزئین است، مستقیم و واضح است.

the undecorated furniture gave the room a minimalist look.

مبلمان بدون تزئین به اتاق ظاهری مینیمال داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید