unpaved

[ایالات متحده]/ʌn'peɪvd/
[بریتانیا]/ʌn'pevd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر آسفالت؛ فاقد آسفالت؛ پوشیده نشده با آسفالت؛ پوشیده نشده با آجرهای سنگی.

عبارات و ترکیب‌ها

unpaved road

جاده خاکی

unpaved path

مسیر خاکی

جملات نمونه

a wagon lumbering along an unpaved road;

یک واگن که با سرعت کم در امتداد یک جاده خاکی در حرکت بود;

bucketing over the unpaved lane.

پرتاب کردن به سمت خیابان خاکی

an unpaved road that branches from the main road; a theory that branches from an older system of ideas.

یک جاده خاکی که از جاده اصلی جدا می‌شود؛ نظریه‌ای که از یک سیستم ایده‌های قدیمی‌تر منشأ می‌گیرد.

The unpaved road was bumpy and difficult to drive on.

جاده خاکی ناهموار و رانندگی در آن دشوار بود.

She enjoyed walking along the unpaved path in the forest.

او از قدم زدن در مسیر خاکی جنگل لذت می‌برد.

The village had only unpaved streets.

دهکده فقط خیابان‌های خاکی داشت.

The unpaved driveway was muddy after the rain.

مسیر ورودی خاکی بعد از باران گل‌آلود بود.

The unpaved parking lot was full of potholes.

پارکینگ خاکی پر از گودال بود.

Cycling on unpaved roads can be challenging.

دوچرخه‌سواری در جاده‌های خاکی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

The house was located at the end of an unpaved lane.

خانه در انتهای یک مسیر خاکی قرار داشت.

The unpaved trail led to a beautiful waterfall.

مسیر خاکی به یک آبشار زیبا منتهی می‌شد.

They decided to take the unpaved shortcut through the woods.

آنها تصمیم گرفتند از مسیر میان‌بر خاکی از میان جنگل عبور کنند.

The unpaved road was dusty in the dry season.

جاده خاکی در فصل خشک غبارآلود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید