asphalted

[ایالات متحده]/ˈæs.fæl.tɪd/
[بریتانیا]/ˈæsfæl.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فعل گذشته از آسفالت؛ پوشاندن با آسفالت.

عبارات و ترکیب‌ها

asphalted road

جاده آسفالتی

newly asphalted surface

سطح آسفالتی جدید

asphalted parking lot

پارکینگ آسفالتی

asphalted bicycle path

مسیر دوچرخه آسفالتی

جملات نمونه

the road was recently asphalted to improve driving conditions.

جاده اخیراً آسفالت شده است تا شرایط رانندگی بهبود یابد.

they decided to asphalted the driveway for better durability.

آنها تصمیم گرفتند برای افزایش دوام، حیاط خلوت را آسفالت کنند.

the city plans to asphalted several streets this summer.

شهرداری قصد دارد چندین خیابان را تابستان امسال آسفالت کند.

after the rain, the asphalted surface was slick and dangerous.

بعد از باران، سطح آسفالت لغزنده و خطرناک بود.

asphalted paths are easier to maintain than dirt trails.

مسیرهای آسفالتی نگهداری آسان‌تری نسبت به مسیرهای خاکی دارند.

the new park features asphalted walking trails for visitors.

پارک جدید دارای مسیرهای پیاده‌روی آسفالتی برای بازدیدکنندگان است.

asphalted parking lots help prevent soil erosion.

پارکینگ‌های آسفالتی به جلوگیری از فرسایش خاک کمک می‌کنند.

they chose to asphalted the playground for safety reasons.

آنها به دلایل ایمنی تصمیم گرفتند زمین بازی را آسفالت کنند.

the newly asphalted road has significantly reduced travel time.

جاده جدید آسفالت شده زمان سفر را به طور قابل توجهی کاهش داده است.

asphalted surfaces can get very hot during summer.

سطوح آسفالتی می‌توانند در تابستان بسیار داغ شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید