unshorn

[ایالات متحده]/ʌnʃɔːn/
[بریتانیا]/ʌnˈʃɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برش نخورده یا اصلاح نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unshorn hair

موهای نچینیده

unshorn beard

ریش نچینیده

unshorn locks

قفل‌های نچینیده

unshorn mane

مانه نچینیده

unshorn wilderness

بی‌دریافت وحشی

unshorn youth

جوان بی‌دریافت

unshorn appearance

ظاهر نچینیده

unshorn foliage

برگ‌های نچینیده

unshorn nature

طبیعت نچینیده

unshorn garden

باغ نچینیده

جملات نمونه

the unshorn beard gave him a rugged appearance.

رشد نکرده بودن ریش او ظاهری زمخت به او بخشیده بود.

he preferred an unshorn hairstyle for a more natural look.

او ترجیح می داد یک مدل موی رشد نکرده برای داشتن ظاهری طبیعی تر داشته باشد.

in the festival, many participants wore unshorn costumes.

در جشنواره، بسیاری از شرکت کنندگان لباس های رشد نکرده پوشیدند.

the unshorn grass in the field was a sign of neglect.

چمن رشد نکرده در مزرعه نشانه ای از غفلت بود.

his unshorn appearance made him stand out in the crowd.

ظاهر رشد نکرده او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.

she admired his unshorn look, finding it charming.

او به ظاهر رشد نکرده او علاقه مند بود و آن را جذاب می یافت.

the artist's unshorn style reflected his free spirit.

سبک هنرمند رشد نکرده نشان دهنده روحیه آزاد او بود.

unshorn animals roamed freely in the sanctuary.

حیوانات رشد نکرده آزادانه در پناهگاه پرسه می زدند.

his unshorn hair was a statement of rebellion.

موهای رشد نکرده او بیانگر شورش بود.

the unshorn landscape was a beautiful sight after the rain.

منظره رشد نکرده پس از باران بسیار زیبا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید