victories

[ایالات متحده]/ˈvɪktəriz/
[بریتانیا]/ˈvɪktəriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موفقیت‌ها یا پیروزی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

great victories

پیروزی‌های بزرگ

recent victories

پیروزی‌های اخیر

historic victories

پیروزی‌های تاریخی

major victories

پیروزی‌های مهم

unexpected victories

پیروزی‌های غیرمنتظره

significant victories

پیروزی‌های مهم

early victories

پیروزی‌های اولیه

key victories

پیروزی‌های کلیدی

overwhelming victories

پیروزی‌های فائق بر

surprising victories

پیروزی‌های شگفت‌انگیز

جملات نمونه

his victories in the tournament were unexpected.

پیروزی‌های او در مسابقات غیرمنتظره بود.

we celebrated our victories with a big party.

ما پیروزی‌های خود را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفتیم.

the team's victories boosted their confidence.

پیروزی‌های تیم اعتماد به نفس آن‌ها را افزایش داد.

she has had many victories in her career.

او در طول دوران حرفه‌ای خود پیروزی‌های زیادی کسب کرده است.

his victories are a testament to his hard work.

پیروزی‌های او گوازی تلاش سخت او هستند.

they recorded their victories in a journal.

آن‌ها پیروزی‌های خود را در یک دفترچه یادداشت ثبت کردند.

victories can be fleeting, so cherish them.

پیروزی‌ها می‌توانند زودگذر باشند، پس آن‌ها را ارج نهید.

her victories inspired others to strive for greatness.

پیروزی‌های او دیگران را به تلاش برای بزرگی تشویق کرد.

victories in sports often require teamwork.

پیروزی در ورزش اغلب به همکاری نیاز دارد.

the general celebrated his victories with his troops.

ژنرال پیروزی‌های خود را با سربازانش جشن گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید