great victories
پیروزیهای بزرگ
recent victories
پیروزیهای اخیر
historic victories
پیروزیهای تاریخی
major victories
پیروزیهای مهم
unexpected victories
پیروزیهای غیرمنتظره
significant victories
پیروزیهای مهم
early victories
پیروزیهای اولیه
key victories
پیروزیهای کلیدی
overwhelming victories
پیروزیهای فائق بر
surprising victories
پیروزیهای شگفتانگیز
his victories in the tournament were unexpected.
پیروزیهای او در مسابقات غیرمنتظره بود.
we celebrated our victories with a big party.
ما پیروزیهای خود را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفتیم.
the team's victories boosted their confidence.
پیروزیهای تیم اعتماد به نفس آنها را افزایش داد.
she has had many victories in her career.
او در طول دوران حرفهای خود پیروزیهای زیادی کسب کرده است.
his victories are a testament to his hard work.
پیروزیهای او گوازی تلاش سخت او هستند.
they recorded their victories in a journal.
آنها پیروزیهای خود را در یک دفترچه یادداشت ثبت کردند.
victories can be fleeting, so cherish them.
پیروزیها میتوانند زودگذر باشند، پس آنها را ارج نهید.
her victories inspired others to strive for greatness.
پیروزیهای او دیگران را به تلاش برای بزرگی تشویق کرد.
victories in sports often require teamwork.
پیروزی در ورزش اغلب به همکاری نیاز دارد.
the general celebrated his victories with his troops.
ژنرال پیروزیهای خود را با سربازانش جشن گرفت.
great victories
پیروزیهای بزرگ
recent victories
پیروزیهای اخیر
historic victories
پیروزیهای تاریخی
major victories
پیروزیهای مهم
unexpected victories
پیروزیهای غیرمنتظره
significant victories
پیروزیهای مهم
early victories
پیروزیهای اولیه
key victories
پیروزیهای کلیدی
overwhelming victories
پیروزیهای فائق بر
surprising victories
پیروزیهای شگفتانگیز
his victories in the tournament were unexpected.
پیروزیهای او در مسابقات غیرمنتظره بود.
we celebrated our victories with a big party.
ما پیروزیهای خود را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفتیم.
the team's victories boosted their confidence.
پیروزیهای تیم اعتماد به نفس آنها را افزایش داد.
she has had many victories in her career.
او در طول دوران حرفهای خود پیروزیهای زیادی کسب کرده است.
his victories are a testament to his hard work.
پیروزیهای او گوازی تلاش سخت او هستند.
they recorded their victories in a journal.
آنها پیروزیهای خود را در یک دفترچه یادداشت ثبت کردند.
victories can be fleeting, so cherish them.
پیروزیها میتوانند زودگذر باشند، پس آنها را ارج نهید.
her victories inspired others to strive for greatness.
پیروزیهای او دیگران را به تلاش برای بزرگی تشویق کرد.
victories in sports often require teamwork.
پیروزی در ورزش اغلب به همکاری نیاز دارد.
the general celebrated his victories with his troops.
ژنرال پیروزیهای خود را با سربازانش جشن گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید