weakened

[ایالات متحده]/'wi:kən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قبلاً به اندازه قوی نیست.
Word Forms
زمان گذشتهweakened
قسمت سوم فعلweakened

عبارات و ترکیب‌ها

weakening

تضعیف

جملات نمونه

He is in a weakened condition.

او در وضعیتی ضعیف است.

pregnancy had weakened her constitution.

بارداری باعث تضعیف بنیه او شده بود.

Lucy's torrent of howls weakened to a snivel.

سیل زجه‌های لوسی به آهسته آهسته به گریه تبدیل شد.

a short story weakened by clichés;

داستانی کوتاه که به دلیل کلیشه‌ها ضعیف شده است.

His grip weakened as he was tired.

گرفتش ضعیف شد چون خسته بود.

She weakened as the illness grew worse.

او ضعیف شد زیرا بیماری بدتر شد.

A succession of military defeats weakened the aggressor.

یک سری شکست‌های نظامی مهاجم را تضعیف کرد.

In his weakened condition, he is very susceptible to cold.

در شرایط ضعیف او، او بسیار در برابر سرما آسیب پذیر است.

Central authority has been progressively weakened since the outbreak of the civil war.

قدرت مرکزی از زمان شروع جنگ داخلی به طور فزاینده‌ای تضعیف شده است.

in the event that an attack is launched, the defenders will have been significantly weakened by air attacks.

در صورتی که حمله ای انجام شود، مدافعان به طور قابل توجهی توسط حملات هوایی تضعیف خواهند شد.

Her already debilitated constitution is being further weakened by overwork and smoking.

قواى جسمانى او که از قبل ضعیف بود، به دلیل اضافه کار و استعمال دخانیات بیشتر تضعیف شد.

for the Third Path, the non-returner path-moment erases the two weakened fetters;

برای مسیر سوم، لحظه مسیر بازگشت‌نشده دو زنجیر ضعیف را از بین می‌برد;

نمونه‌های واقعی

He survived, but his health was seriously weakened.

او زنده ماند، اما سلامتی‌اش به شدت تضعیف شد.

منبع: Crash Course in Drama

The structure has been weakened by rain and erosion.

ساختار به دلیل باران و فرسایش تضعیف شده است.

منبع: Rescue Chernobyl

Their human " batteries" are actually weakened by loud, busy activities.

باتری‌های انسانی آنها در واقع به دلیل فعالیت‌های پر سر و صدا و شلوغ تضعیف می‌شوند.

منبع: VOA Special June 2016 Collection

And in any case, all of this has seriously weakened Kurdish aspirations for independence.

و در هر صورت، همه اینها به طور جدی آرزوی استقلال کردها را تضعیف کرده است.

منبع: NPR News October 2017 Collection

Their culture is being weakened as they move into cities in search of work.

فرهنگ آنها در حال تضعیف است زیرا آنها به دنبال کار به شهرها نقل مکان می‌کنند.

منبع: World Holidays

In 2020, it provided 7.5bn of support through the swaps markets when the shekel weakened.

در سال 2020، این کشور 7.5 میلیارد پوند از طریق بازار مبادلات ارز زمانی که شکل تضعیف شد، حمایت کرد.

منبع: Financial Times

Also, in Syria, fast building methods and years of war have left many structures weakened.

همچنین در سوریه، روش‌های ساخت سریع و سال‌ها جنگ باعث شده است که بسیاری از سازه‌ها تضعیف شوند.

منبع: VOA Special February 2023 Collection

She said it does not get enough financial support and has been weakened by reforms.

او گفت که حمایت مالی کافی دریافت نمی‌کند و به دلیل اصلاحات تضعیف شده است.

منبع: VOA Special English Health

But a BBC correspondent at the summit says there are growing concerns that is being weakened.

اما یک خبرنگار بی بی سی در اجلاس گفت که نگرانی‌های فزاینده‌ای وجود دارد که در حال تضعیف است.

منبع: BBC Listening Compilation December 2022

The economy has also been weakened by recession and the continuing fallout from the COVID-19 pandemic.

رکود اقتصادی و پیامدهای مداوم همه‌گیری COVID-19 نیز اقتصاد را تضعیف کرده است.

منبع: BBC Listening Collection July 2023

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید