zeal

[ایالات متحده]/ziːl/
[بریتانیا]/ziːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شور و شوق، عشق، اشتیاق.
Word Forms
جمعzeals

عبارات و ترکیب‌ها

enthusiastic zeal

اشتیاق و ذوق

passionate zeal

ذوق و شور

zeal for learning

اشتیاق به یادگیری

جملات نمونه

his zeal for privatization.

اشتیاق او به خصوصی‌سازی

show zeal for one's work

نشان دادن اشتیاق برای کار خود

He shows great zeal for knowledge.

او اشتیاق زیادی برای دانش نشان می‌دهد.

Laura brought a missionary zeal to her work.

لورا اشتیاق مبلغی به کار خود آورد.

"Again, this zeal for God is compared to collyrium.

"باز هم، این اشتیاق به خدا به سرمه مقایسه می‌شود.

They worked with great zeal to finish the project.

آنها با اشتیاق فراوان برای اتمام پروژه کار کردند.

a crusading zeal to eradicate drug abuse

اشتیاق ستیزه‌جویانه برای ریشه کنی سوء استفاده از مواد مخدر

our taxi driver shared a sense of missionary zeal with us.

راننده تاکسی ما یک حس اشتیاق مبلغی با ما به اشتراک گذاشت.

Revolutionary zeal caught them up, and they joined the army.

اشتیاق انقلابی آنها را در بر گرفت و آنها به ارتش پیوستند.

his zeal about his career can crimp the rest of his life.

اشتیاق او به شغلش می‌تواند بقیه زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار دهد.

Filled with zeal for science, he studied catastrophist geology with Adam Sedgwick.

با اشتیاق برای علم، او زمین‌شناسی مصیبت‌زا را با آدام سدجویک مطالعه کرد.

and all the spoils you divided among your favored sons, who burned with zeal for you, and in their abhorrence of the defilement of their kinswoman, called on you for help.

و همه غنائمی که بین پسران مورد علاقه خود تقسیم کردی، که با شور و شوقی برای شما سوختند و در نفرت خود از آلودگی خواهرزاده خود، از شما کمک خواستند.

نمونه‌های واقعی

Others care more about the candidate’s stance on issues rather than religious zeal.

سایرانی بیشتر به موضع نامزد در قبال مسائل اهمیت می‌دهند تا تعصب مذهبی.

منبع: VOA Standard Speed February 2016 Collection

But when he witnessed the zeal of Nazi rhetoric, he began to question it for the first time.

اما وقتی شاهد شور و حرارت سخنان نازی‌ها بود، برای اولین بار شروع به زیر سوال بردن آن کرد.

منبع: TED-Ed (video version)

Again, it was the Japanese who set about mass-rape with methodical zeal.

باز هم ژاپنی‌ها بودند که با شور و حرارت روشمند به سمت تجاوز دسته جمعی رفتند.

منبع: The Economist - Arts

Public-sector zeal for coal is matched only by private-sector distaste.

شور و اشتیاق بخش دولتی به زغال سنگ تنها با بی‌علاقتی بخش خصوصی مطابقت دارد.

منبع: The Economist (Summary)

I'm afraid your Uncle Henry has a black eye due to Mr. Merriwether's zeal for his part.

متاسفم، عموی هری به دلیل شور و اشتیاق آقای مری‌ویدر برای ایفای نقش، کبدی دارد.

منبع: Gone with the Wind

So they embraced their digital transformation with zeal.

بنابراین آنها با شور و اشتیاق، تحول دیجیتال خود را پذیرفتند.

منبع: TED Talks (Video Edition) August 2019 Collection

When his wife disapproved of his zeal, he divorced her.

وقتی همسرش با شور و اشتیاق او مخالفت کرد، او را طلاق داد.

منبع: The Power of Art - Jacques-Louis David

A good citizen works with zeal for his country's interests.

یک شهروند خوب با شور و اشتیاق برای منافع کشورش کار می‌کند.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

This reformist zeal made the IMF unpopular across much of Asia.

این شور و اشتیاق اصلاح‌طلبانه باعث شد صندوق بین‌المللی پول در بخش بزرگی از آسیا不受 محبوبیت قرار گیرد.

منبع: The Guardian (Article Version)

He continued to produce quality work with religious zeal... one true sentence at a time.

او به تولید آثار باکیفیت با شور و اشتیاق مذهبی ادامه داد... جمله درست را یک به یک.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید