zoned

[ایالات متحده]/zəʊnd/
[بریتانیا]/zond/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با بندها احاطه شده
v. احاطه کردن؛ تقسیم به نواحی

عبارات و ترکیب‌ها

zoned out

منطقه خارج

zoned area

منطقه تعیین شده

development zone

منطقه توسعه

economic zone

منطقه اقتصادی

industrial zone

منطقه صنعتی

in the zone

در منطقه

economic development zone

منطقه توسعه اقتصادی

special economic zone

منطقه ویژه اقتصادی

fault zone

منطقه خطا

shear zone

منطقه برشی

free trade zone

منطقه تجارت آزاد

fracture zone

منطقه شکستگی

time zone

منطقه زمانی

transition zone

منطقه گذار

temperate zone

منطقه معتدل

contact zone

ناحیه تماس

dead zone

منطقه غیرفعال

oxidation zone

منطقه اکسیداسیون

transitional zone

منطقه گذار

export processing zone

منطقه ویژه صادرات

pay zone

منطقه پرداخت

جملات نمونه

the land is zoned for housing.

زمین برای مسکونی بودن منطقه بندی شده است.

she's zoned on downers.

او در خیابان های منطقه بندی شده قرار دارد.

a zoned-out hippie.

یک هیپی منطقه بندی شده.

I just zoned out for a moment.

من فقط برای یک لحظه منطقه بندی کردم.

They zoned the house into sleeping and living areas.

آنها خانه را به مناطق خواب و زندگی تقسیم بندی کردند.

This part of the city has been zoned as a shopping area.

این قسمت از شهر به عنوان منطقه خرید منطقه بندی شده است.

They zoned the house into sleeping, sitting and dining rooms.

آنها خانه را به اتاق خواب، نشیمن و غذاخوری منطقه بندی کردند.

This small town has been zoned as a shopping area.

این شهر کوچک به عنوان منطقه خرید منطقه بندی شده است.

The whole hospital area has been zoned off until the infection is under control.

کل منطقه بیمارستان تا زمانی که عفونت تحت کنترل باشد، منطقه بندی شده است.

The metallogenesis is zoned correspondingly.There are disseminated chalcopyrite,molybdenite→veinlet disseminated pyrite,chalcopyrite→veinlet pyrite,chalcopyrite→vein galenite,pyr...

متالوجنزیس به طور متناظر منطقه بندی شده است. وجود چالشکوپریت پراکنده، موليبدنیت → رگه پراکنده پیرایت، چالشکوپریت → رگه پیرایت، چالشکوپریت → رگه گالنت، پیر...

نمونه‌های واقعی

Now everybody knows the basic erogenous zones.

اکنون همه از مناطق اروژنیک اساسی آگاه هستند.

منبع: Friends Season 4

And you need to get outside your comfort zone.

و شما باید از منطقه آسایش خود خارج شوید.

منبع: TEDx

The ISS does not have its own time zone.

ایستگاه فضایی بین‌المللی منطقه زمانی خاص خود را ندارد.

منبع: VOA Slow English Technology

The middle zone is the safe zone.

منطقه میانی منطقه امن است.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American May 2023 Collection

There will be no more gray zones.

دیگر هیچ منطقه خاکستری وجود نخواهد داشت.

منبع: NPR News June 2015 Compilation

I need to irritate you to find your optimal anxiety zone.

من باید شما را آزار دهم تا منطقه اضطراب بهینه شما را پیدا کنید.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

Although that could just be my newly defoliated bikini zone. Keep a lookout.

اگرچه ممکن است فقط منطقه بیکینی تازه از بین رفته من باشد. مراقب باشید.

منبع: The Big Bang Theory Season 6

These are the various different climate zones that can be found across the country.

اینها مناطق آب و هوایی مختلفی هستند که در سراسر کشور یافت می شوند.

منبع: Realm of Legends

Archer has a catch phrase danger zone and that has caught on.Fans love danger zone.

آچر یک شعار خطرناک دارد و این مورد توجه قرار گرفته است. طرفداران منطقه خطر را دوست دارند.

منبع: Conan Talk Show

He was willing to live with that, but the property wasn't zoned for his falcons.

او حاضر بود با آن کنار بیاید، اما ملک برای شاهین هایش منطقه بندی نشده بود.

منبع: Modern Family - Season 10

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید