18th

[ایالات متحده]/[ˈeɪtɪːnθ]/
[بریتانیا]/[ˈeɪtɪːnθ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به قرن ۱۸م؛ مربوط به روز ۱۸م ماه
n. ۱۸م (از یک ماه، قرن و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

18th century

قرن هجدهم

18th birthday

ارزیابی هجدهم

18th amendment

修正案 هجدهم

18th of july

18م ژوئیه

18th floor

18م پیکربن

18th hole

گلدان 18م

18th grade

18م درجه

18th street

خیابان 18م

18th position

18م موقعیت

18th time

18م بار

جملات نمونه

we celebrated the 18th birthday with a big party.

ما تولد ۱۸ سالگی خود را با یک پارتو بزرگ جشن گرفتیم.

the 18th century saw significant changes in europe.

قرن ۱۸ تغییرات مهمی در اروپا به دنبال داشت.

he finished his 18th marathon last weekend.

او در روزهای پایان هفته گذشته ماراتون ۱۸ خود را تمام کرد.

the company is hosting its 18th annual conference.

شرکت کنفرانس سالانه ۱۸ خود را برگزار می کند.

this is the 18th time i've visited japan.

این ۱۸مین باری است که من به ژاپن سفر می کنم.

she won first place in the 18th competition.

او در مسابقه ۱۸مین جایگاه اول را کسب کرد.

the 18th amendment was repealed in 1933.

修正案 ۱۸ در سال ۱۹۳۳ لغو شد.

he is the 18th speaker on the agenda today.

او ۱۸مین سخنران در برنامه امروز است.

the museum displayed artifacts from the 18th century.

موزه اثرات از قرن ۱۸ را نمایش داد.

it was the 18th floor of the skyscraper.

این طبقه ۱۸مین طبقه ساختمان بلند بود.

the team secured the 18th position in the league.

تیم جایگاه ۱۸مین را در لیگ به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید