30th

[ایالات متحده]/[θɜː(r)tiː]/
[بریتانیا]/[ˈɜːrθiː]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روز ۳۰ ماه؛ موقعیت یا رتبه ۳۰.
adj. مربوط به یا نشان دادن ۳۰م.

عبارات و ترکیب‌ها

30th of may

سی ام مه

30th birthday

سی امین تولد

30th floor

سی امین طبقه

30th anniversary

سی امین سالگرد

30th of september

سی ام سپتامبر

on the 30th

در سی ام

30th street

سی امین خیابان

30th minute

سی امین دقیقه

30th time

سی امین بار

جملات نمونه

we celebrated our 30th wedding anniversary last month.

ما سالگرد ۳۰ سالگی ازدواجمان را ماه گذشته جشن گرفتیم.

the company is holding its 30th annual conference.

شرکت کنفرانس سالانه ۳۰ ساله خود را برگزار می کند.

he finished the marathon in 30th place.

او در ماراфон به مکان ۳۰ ام رسید.

it's the 30th of january tomorrow.

فردا ۳۰ جانvier است.

our team is in 30th position in the league.

تیم ما در لیگ در جایگاه ۳۰ ام است.

the museum's 30th birthday was marked with a special exhibition.

تولد ۳۰ ساله موزه با یک نمایشگاه ویژه جشن گرفته شد.

she turned 30 on the 30th of june.

او در ۳۰ ژوئن ۳۰ ساله شد.

the 30th floor offers stunning city views.

طبقه ۳۰ با دید بسیار زیبای شهری ارائه می دهد.

this is the 30th time i've visited this restaurant.

این ۳۰ امین باری است که من به این رستوران می روم.

the project is nearing its 30th milestone.

پروژه به نقطه ۳۰ ام خود نزدیک است.

he's writing a book about the 30th century.

او کتابی درباره قرن ۳۰ می نویسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید