bali

[ایالات متحده]/ˈbɑ:li/
[بریتانیا]/ˈbɑli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مقصد گردشگری مشهور در اندونزی، که به عنوان استراحتگاه جزیره بالی شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

Bali vacation

تعطیلات بالی

Bali beaches

ساحل‌های بالی

Bali temple

معبد بالی

bali honeymoon

ماه عسل در بالی

escape to bali

فرار به بالی

bali vacation

تعطیلات بالی

visit bali

بازدید از بالی

bali culture

فرهنگ بالی

explore bali

اکتشاف بالی

bali beaches

ساحل‌های بالی

bali rice paddies

مزارع برنج بالی

relax in bali

استراحت در بالی

bali temples

معابد بالی

جملات نمونه

bali is famous for its beautiful beaches.

بالی به خاطر سواحل زیبایش مشهور است.

many tourists visit bali every year.

هر سال بسیاری از گردشگران از بالی بازدید می‌کنند.

bali offers a rich cultural experience.

بالی تجربه‌ای فرهنگی غنی ارائه می‌دهد.

we spent our honeymoon in bali.

ما ماه عسل خود را در بالی گذراندیم.

bali is known for its vibrant nightlife.

بالی به خاطر زندگی شبانه پر جنب و جوشش شناخته شده است.

surfing in bali is a must-try activity.

موج‌سواری در بالی یک فعالیت ضروری برای امتحان کردن است.

there are many luxury resorts in bali.

بسیاری از استراحتگاه‌های لوکس در بالی وجود دارد.

bali's cuisine is delicious and diverse.

آشپزی بالی خوشمزه و متنوع است.

yoga retreats in bali attract many visitors.

بازنشستگی‌های یوگا در بالی بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب می‌کند.

shopping in bali is a unique experience.

خرید در بالی یک تجربه منحصر به فرد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید