baltic

[ایالات متحده]/ˈbɔ:ltik/
[بریتانیا]/ˈbɔltɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دریای بالتیک
n. دریای بالتیک

عبارات و ترکیب‌ها

Baltic Sea

دریای بالتیک

Baltic countries

کشورهای بالتیک

Baltic region

منطقه بالتیک

baltic states

کشورهای بالتیک

baltic sea

دریای بالتیک

baltic states

کشورهای بالتیک

baltic languages

زبان‌های بالتیک

baltic amber

عنبر بالتیک

baltic exchange

بورس بالٹیک

baltic region

منطقه بالتیک

baltic culture

فرهنگ بالتیک

baltic history

تاریخ بالتیک

baltic cuisine

آشپزی بالتیک

جملات نمونه

the baltic sea is known for its beautiful coastline.

دریاچه بالتیک به خاطر خط ساحلی زیبا مشهور است.

many countries border the baltic region.

کشورهای زیادی در منطقه بالتیک مرز دارند.

she loves sailing in the baltic waters during summer.

او عاشق قایق سواری در آب های بالتیک در طول تابستان است.

the baltic states have a rich cultural heritage.

کشورهای بالتیک دارای میراث فرهنگی غنی هستند.

we visited several baltic cities on our trip.

ما در سفر خود از چندین شهر بالتیک بازدید کردیم.

fishing in the baltic is a popular activity.

ماهیتراشی در بالتیک یک فعالیت محبوب است.

the baltic climate can be quite harsh in winter.

آب و هوای بالتیک در زمستان می تواند بسیار سخت باشد.

she studies the flora and fauna of the baltic region.

او گیاهان و جانوران منطقه بالتیک را مطالعه می کند.

the baltic countries are known for their beautiful architecture.

کشورهای بالتیک به خاطر معماری زیبای خود مشهور هستند.

trade routes across the baltic have existed for centuries.

مسیرهای تجاری در سراسر بالتیک برای قرن ها وجود داشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید