basilica

[ایالات متحده]/bə'sɪlɪkə/
[بریتانیا]/bə'zɪlɪkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سالن مستطیلی که به عنوان محل ملاقات عمومی در روم باستان استفاده می‌شد؛
کلیسای مسیحی مستطیلی؛
سالن مستطیلی با ستون‌ها.
Word Forms
جمعbasilicas

عبارات و ترکیب‌ها

St. Peter's Basilica

باسیلیکا سن پیتر

Papal Basilica

باسیلیکای پاپ

Ancient basilica

باسیلیکای باستانی

Basilica architecture

معماری باسیلیکا

Basilica floor plan

طرح طبقه باسیلیکا

جملات نمونه

The basilica was filled with beautiful artwork and intricate architecture.

بازیلیکا مملو از آثار هنری زیبا و معماری پیچیده بود.

They held the wedding ceremony in the basilica.

آنها مراسم عروسی را در بازیلیکا برگزار کردند.

The basilica is a popular tourist attraction in the city.

بازیلیکا یک جاذبه توریستی محبوب در شهر است.

The basilica's domes are a stunning feature of its design.

گنبدهاى بازیلیکا یک ویژگی خیره‌کننده از طراحی آن هستند.

The basilica's organ music filled the space with majestic sounds.

موسیقى ارگ بازیلیکا فضا را با صداهاى با شکوه پر کرد.

Many people come to the basilica to light candles and pray.

بسیاری از مردم برای روشن کردن شمع و نماز به بازیلیکا می‌آیند.

The basilica's stained glass windows depict religious scenes.

پنجره‌های витраژ بازیلیکا صحنه‌های مذهبى را به تصویر می‌کشند.

The basilica's courtyard is a peaceful retreat from the bustling city.

حیاط بازیلیکا یک پناهگاه آرام از شهر پرجنب‌وجوش است.

Visitors can take guided tours of the basilica to learn about its history.

بازدیدکنندگان می‌توانند در تورهای هدایت‌شده بازیلیکا شرکت کنند تا در مورد تاریخ آن اطلاعات کسب کنند.

The basilica's bells rang out across the city, marking the start of the ceremony.

زنگ‌های بازیلیکا در سراسر شهر به صدا درآمدند و آغاز مراسم را نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید