Southern belle
بانوی جنوبی
the belle of the ball.
زیباترین در مهمانی
Quelle belle voiture !
چه ماشین زیبایی!
her shirt belled out behind.
پیراهنش از پشت گشاد شد.
King Edward VII oversaw a partial redecoration in a Belle epoque cream and gold colour scheme.
شاه ادوارد هفتم بر نظارت بر بازسازی جزئی با طرح رنگ کرم و طلایی دوره بل اِپوک نظارت داشت.
belle of the ball
زیباترین در مهمانی
belle of the town
زیباترین شهر
belle of the village
زیباترین روستا
belle of the countryside
زیباترین در حومه شهر
belle of the opera
زیباترین اپرا
belle of the theater
زیباترین تئاتر
belle of the party
زیباترین در مهمانی
belle of the prom
زیباترین در رقص
belle of the group
زیباترین در گروه
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید