boston

[ایالات متحده]/ˈbɔstən/
[بریتانیا]/ˈbɔstən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بوستون (پایتخت ماساچوست، ایالات متحده)

عبارات و ترکیب‌ها

Boston Tea Party

حزب چای بوستون

Boston Marathon

ماراتن بوستون

Boston Cream Pie

شیرینی کرم بوستون

Boston Red Sox

رِد ساکس بوستون

boston university

دانشگاه بوستون

boston globe

گلوب بوستون

boston symphony orchestra

ارکستر سمفونیک بوستون

boston accent

لهجه بوستونی

boston marathon

ماراتن بوستون

boston red sox

رِد ساکس بوستون

a bostonian

یک بوستونی

born in boston

در بوستون متولد شده

visit boston

بازدید از بوستون

live in boston

در بوستون زندگی کنید

go to boston

به بوستون بروید

جملات نمونه

boston is known for its rich history.

بوستون به خاطر تاریخ غنی خود شناخته شده است.

many famous universities are located in boston.

بسیاری از دانشگاه‌های مشهور در بوستون واقع شده‌اند.

boston has a vibrant cultural scene.

بوستون صحنه فرهنگی پر جنب و جوشی دارد.

the boston marathon is an annual event.

ماراتن بوستون یک رویداد سالانه است.

boston's seafood is famous across the country.

موجدات دریایی بوستون در سراسر کشور مشهور است.

many tourists visit boston every year.

بسیاری از گردشگران هر سال از بوستون بازدید می‌کنند.

boston has a strong sports culture.

بوستون فرهنگ ورزشی قوی دارد.

the boston tea party was a significant event in history.

حزب چای بوستون یک رویداد مهم در تاریخ بود.

boston's skyline is beautiful at night.

خط افق بوستون در شب زیبا است.

there are many historic sites to explore in boston.

بسیاری از مکان‌های تاریخی وجود دارد که می‌توان در بوستون کاوش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید