brad

[ایالات متحده]/bræd/
[بریتانیا]/bræd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میخ کوچک با ساقه نازک و سر پهن، برای محکم کردن چیزها به یکدیگر
Word Forms
جمعbrads
شکل سوم شخص مفردbrads

عبارات و ترکیب‌ها

brad nailer

میخ‌کوب براد

brad point bit

سر مته براد

brad pitt

برد پیت

جملات نمونه

the headless horseman; brads are headless nails.

سوار سر ندارد؛ میخ‌ها بدون سر هستند.

an awl for making small holes for brads or small screws.

یک خال برای ایجاد سوراخ‌های کوچک برای میخ یا پیچ‌های کوچک.

He knows that matchmakers Bruce Trampler and Brad Goodman are peerless.

او می‌داند که کارگزاران نامزد، بروس ترامپلر و برد گودمن بی‌نظیر هستند.

Brad Setser is a fellow for geoeconomics at the Council on Foreign Relations in New York.

برد ستزر یک محقق در زمینه جغرافی‌اقتصاد در شورای روابط خارجی در نیویورک است.

McKnight's emergency room physician, Dr. Eric Brader, submitted paperwork for the record, which Guinness recognized in 2003. It was not listed in the book until the 2008 edition, however.

دکتر اریک برادر، پزشک اورژانس مک‌نایت، مدارک را برای ثبت رکورد ارائه کرد که گینیس در سال 2003 به آن پی برد. با این حال، این مورد تا نسخه 2008 در کتاب فهرست نشده بود.

SEVERAL years ago Brad Kittel was living in the small town of Gonzales, Texas, running an architectural-antiques shop and feeling restless.

چند سال پیش برد کیتل در شهر کوچک گونزالس، تگزاس زندگی می‌کرد، یک مغازه عتیقه‌جات معماری اداره می‌کرد و احساس بی‌قراری می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید