britisher

[ایالات متحده]/ˈbritiʃə/
[بریتانیا]/ˈbrɪtɪʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی از بریتانیا

عبارات و ترکیب‌ها

britisher's accent

لهجه بریتانیایی

britisher abroad

بریتانیایی در خارج از کشور

a britisher's view

دیدگاه یک بریتانیایی

typical britisher

بریتانیایی معمول

young britisher

بریتانیایی جوان

britisher's food

غذاهای بریتانیایی

old britisher

بریتانیایی پیر

proud britisher

بریتانیایی مغرور

britisher's history

تاریخ بریتانیا

meet britisher

با بریتانیایی ملاقات کن

جملات نمونه

the britisher enjoyed his tea in the afternoon.

او اهل بریتانیا از چای بعد از ظهر خود لذت برد.

many britisher tourists visit the eiffel tower every year.

هر سال بسیاری از گردشگران اهل بریتانیا از برج ایفل بازدید می کنند.

the britisher shared stories about his travels in asia.

او اهل بریتانیا داستان های سفر خود را در آسیا به اشتراک گذاشت.

she met a britisher at the conference last week.

او هفته گذشته در کنفرانس با یک بریتانیایی ملاقات کرد.

a britisher's perspective on football is unique.

دیدگاه یک بریتانیایی در مورد فوتبال منحصر به فرد است.

he is a proud britisher who loves his country.

او یک بریتانیایی با افتخار است که عاشق کشورش است.

the britisher explained the importance of the monarchy.

او اهل بریتانیا اهمیت سلطنت را توضیح داد.

as a britisher, she values tradition and history.

او به عنوان یک بریتانیایی، سنت و تاریخ را ارزیابی می کند.

the britisher recommended some classic novels to read.

او برخی از رمان های کلاسیک برای خواندن توصیه کرد.

he felt at home when he met another britisher abroad.

وقتی در خارج از کشور با یک بریتانیایی دیگر ملاقات کرد، احساس کرد که در خانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید