briton

[ایالات متحده]/ˈbrɪtn/
[بریتانیا]/ˈbrɪtn../
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی از بریتانیا؛ فردی از انگلستان.

عبارات و ترکیب‌ها

briton abroad

بريطاني در خارج از کشور

british briton

بریتانیایی بریتانیایی

a briton's view

دیدگاه یک بریتانیایی

briton in rome

بریتانیایی در رم

typical briton

بریتانیایی معمول

young briton

بریتانیایی جوان

london briton

بریتانیایی لندن

briton's home

خانه بریتانیایی

old briton

بریتانیایی پیر

جملات نمونه

The Briton won the tennis championship.

او مسابقات تنیس را برد.

She married a Briton and moved to England.

او با یک بریتانیایی ازدواج کرد و به انگلستان نقل مکان کرد.

The Briton spoke fluent French.

او به زبان فرانسه مسلط بود.

He is a proud Briton.

او یک بریتانیایی مغرور است.

The Briton enjoyed a traditional English breakfast.

او از صبحانه انگلیسی سنتی لذت برد.

She hired a Briton as her personal trainer.

او یک بریتانیایی را به عنوان مربی شخصی خود استخدام کرد.

The Briton was known for his sense of humor.

او به خاطر حس شوخ طبعی اش شناخته می شد.

They invited a Briton to give a speech at the conference.

آنها از یک بریتانیایی دعوت کردند تا در کنفرانس سخنرانی کند.

The Briton moved to China to teach English.

او برای آموزش زبان انگلیسی به چین نقل مکان کرد.

She befriended a Briton during her trip to London.

او در سفر خود به لندن با یک بریتانیایی دوست شد.

the briton was known for his sense of humor.

او به خاطر حس شوخ طبعی اش شناخته می شد.

many britons enjoy a good cup of tea.

بسیاری از بریتانیایی ها از یک فنجان چای خوب لذت می برند.

the briton shared stories of his travels.

او داستان های سفر خود را به اشتراک گذاشت.

as a briton, he takes pride in his heritage.

به عنوان یک بریتانیایی، او به افتخار میراث خود می بالد.

britons often celebrate their national holidays with parades.

بریتانیایی ها اغلب تعطیلات ملی خود را با رژه جشن می گیرند.

the briton participated in the local charity event.

او در رویداد خیریه محلی شرکت کرد.

many britons are passionate about football.

بسیاری از بریتانیایی ها نسبت به فوتبال علاقه مند هستند.

the briton expressed his views on climate change.

او نظرات خود را در مورد تغییرات آب و هوایی بیان کرد.

as a briton, she enjoys traditional english breakfasts.

به عنوان یک بریتانیایی، او از صبحانه انگلیسی سنتی لذت می برد.

the briton traveled to several countries in europe.

او به چندین کشور اروپایی سفر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید