alien

[ایالات متحده]/ˈeɪliən/
[بریتانیا]/ˈeɪliən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خارجی، ناآشنا
n. فرازمینی، بیگانه

عبارات و ترکیب‌ها

alien from

بیگانه از

جملات نمونه

They are alien people.

آنها افراد بیگانه هستند.

a priory alien (=an alien priory)

یک صومعه بیگانه (= یک صومعه بیگانه)

an inimical alien power.

یک قدرت بیگانه خصمانه.

It is alien to the school discipline.

این مغایر با نظم مدرسه است.

An Englishman is an alien in America.

یک انگلیسی در آمریکا بیگانه است.

Jim is an alien in this film.

جیم در این فیلم یک بیگانه است.

an alien, or a transmarine stranger.

یک بیگانه، یا یک غریبه فراساحلی.

principles that are alien to them.

اصولاتی که برای آنها بیگانه است.

Their ideas are alien to our way of thinking.

ایده‌های آنها با روش تفکر ما بیگانه است.

Their ideas are quite alien to our own.

ایده‌های آنها کاملاً با ما بیگانه است.

Orange trees are alien to China.

درختان نارنج برای چین بیگانه هستند.

He quickly adjusts to the alien environment.

او به سرعت خود را با محیط بیگانه تطبیق می دهد.

an economic theory alien to the spirit of capitalism.

یک نظریه اقتصادی که با روح سرمایه داری بیگانه است.

the day-to-day unpleasantries of dealing with an alien administration.

ناراحتی های روزمره برخورد با یک دولت بیگانه.

Like two aliens getting smoochy!

مثل دو بیگانه که دارند بوس همدیگر می‌کنند!

The effect was entirely alien from what had been intended.

اثر کاملاً با آنچه قرار بود متفاوت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید