christy

[ایالات متحده]/ˈkrɪsti/
[بریتانیا]/ˈkrɪsti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام خانوادگی زن

عبارات و ترکیب‌ها

call christy

تماس با کریستی

tell christy

به کریستی بگو

ask christy

از کریستی پرسید

christy knows

کریستی می‌داند

christy said

کریستی گفت

christy is here

کریستی اینجا است

christy came

کریستی آمد

christy went

کریستی رفت

christy will

کریستی خواهد

christy told

کریستی گفته بود

جملات نمونه

christy said she would come to the party tonight.

کریستی گفت که امروز شبانه به جشن می‌آید.

christy told me about her new job yesterday.

کریستی روز گذشته درباره‌ی شغل جدیدش به من گفت.

christy decided to study abroad next year.

کریستی تصمیم گرفت سال آینده خارج از کشور تحصیل کند.

christy wanted to learn how to paint last summer.

کریستی می‌خواست سال گذشته به چگونگی نقاشی یاد بگیرد.

christy went to the library to find some books.

کریستی به کتابخانه رفت تا چند کتاب پیدا کند.

christy came home late from work yesterday.

کریستی روز گذشته از کار دیر به خانه آمد.

christy has always loved reading mystery novels.

کریستی همیشه دوست داشته کتاب‌های راز و اسرار را می‌خواند.

christy worked at the hospital for five years.

کریستی پنج سال در بیمارستان کار کرد.

christy lives in a small apartment downtown.

کریستی در یک آپارتمان کوچک در مرکز شهر زندگی می‌کند.

christy called me when she arrived safely.

کریستی وقتی امن به مقصد رسید، من را تلفن کرد.

christy asked if i could help her with the project.

کریستی پرسید که آیا من می‌توانم در پروژه‌اش کمک کنم.

christy thinks this restaurant has the best pizza.

کریستی فکر می‌کند این رستوران پیتزا بهتری دارد.

christy believed she could achieve her dreams.

کریستی باور داشت که می‌تواند رویا‌هایش را به دست آورد.

christy hopes to travel around europe someday.

کریستی امیدوار است که یک روز در اروپا سفر کند.

christy felt very excited about her promotion.

کریستی از ارتقا‌اش بسیار خوشحال بود.

christy became the team leader last month.

کریستی ماه گذشته رهبر تیم شد.

christy found a beautiful dress at the mall.

کریستی یک پوشاک زیبایی در مال خریداری کرد.

christy met her best friend in college.

کریستی در دانشگاه با بهترین دوستش آشنا شد.

christy helped me with my homework last night.

کریستی شب گذشته در کمک به من در کارهای خانوادگی کمک کرد.

christy started her own business two years ago.

کریستی دو سال پیش کسب و کار خود را شروع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید