| جمع | colombians |
Colombian coffee
قهوه کلمبیا
Colombian culture
فرهنگ کلمبیا
Colombian cuisine
آشپزی کلمبیا
Colombian coffee is known for its rich flavor and aroma.
قهوه کلمبیا به خاطر طعم و عطر غنی آن شناخته شده است.
Many people enjoy Colombian music for its lively rhythms.
بسیاری از مردم از موسیقی کلمبیا به خاطر ریتمهای پرانرژی آن لذت میبرند.
She bought a beautiful Colombian rug for her living room.
او یک فرش کلمبایی زیبا برای اتاق نشیمن خود خرید.
The Colombian artist's paintings are vibrant and colorful.
نقاشیهای هنرمند کلمبیا پر جنب و جوش و رنگارنگ هستند.
Colombian cuisine is known for its use of fresh ingredients and bold flavors.
آشپزی کلمبیا به خاطر استفاده از مواد تازه و طعمهای جسورانه شناخته شده است.
I tried a delicious Colombian dessert called 'tres leches'.
من یک دسر خوشمزه کلمبایی به نام 'tres leches' امتحان کردم.
The Colombian team won the soccer championship last year.
تیم کلمبیا سال گذشته قهرمانی فوتبال را به دست آورد.
Colombian emeralds are highly sought after for their quality and beauty.
زمرد کلمبیا به دلیل کیفیت و زیبایی آن بسیار مورد تقاضا است.
He brought back a bottle of Colombian rum from his trip.
او یک بطری رم کلمبایی از سفر خود به همراه آورد.
The Colombian actress received an award for her outstanding performance.
بازیگر کلمبیا برای بازی درخشانش جایزه دریافت کرد.
Colombian coffee
قهوه کلمبیا
Colombian culture
فرهنگ کلمبیا
Colombian cuisine
آشپزی کلمبیا
Colombian coffee is known for its rich flavor and aroma.
قهوه کلمبیا به خاطر طعم و عطر غنی آن شناخته شده است.
Many people enjoy Colombian music for its lively rhythms.
بسیاری از مردم از موسیقی کلمبیا به خاطر ریتمهای پرانرژی آن لذت میبرند.
She bought a beautiful Colombian rug for her living room.
او یک فرش کلمبایی زیبا برای اتاق نشیمن خود خرید.
The Colombian artist's paintings are vibrant and colorful.
نقاشیهای هنرمند کلمبیا پر جنب و جوش و رنگارنگ هستند.
Colombian cuisine is known for its use of fresh ingredients and bold flavors.
آشپزی کلمبیا به خاطر استفاده از مواد تازه و طعمهای جسورانه شناخته شده است.
I tried a delicious Colombian dessert called 'tres leches'.
من یک دسر خوشمزه کلمبایی به نام 'tres leches' امتحان کردم.
The Colombian team won the soccer championship last year.
تیم کلمبیا سال گذشته قهرمانی فوتبال را به دست آورد.
Colombian emeralds are highly sought after for their quality and beauty.
زمرد کلمبیا به دلیل کیفیت و زیبایی آن بسیار مورد تقاضا است.
He brought back a bottle of Colombian rum from his trip.
او یک بطری رم کلمبایی از سفر خود به همراه آورد.
The Colombian actress received an award for her outstanding performance.
بازیگر کلمبیا برای بازی درخشانش جایزه دریافت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید