critical condition
وضعیت بحرانی
critical thinking
تفکر انتقادی
critical analysis
تحلیل انتقادی
critical care
مراقبتهای ویژه
critical point
نقطه بحرانی
critical review
بررسی انتقادی
critical factor
عامل بحرانی
critical value
مقدار بحرانی
critical of
منتقد
critical moment
لحظه بحرانی
critical load
بار بحرانی
critical part
قطعه بحرانی
critical period
دوره بحرانی
critical temperature
دمای بحرانی
critical speed
سرعت بحرانی
critical issue
مسئله بحرانی
critical path
مسیر بحرانی
critical pressure
فشار بحرانی
critical velocity
سرعت بحرانی
critical state
وضعیت بحرانی
critical mass
جرم بحرانی
critical flow
جریان بحرانی
be critical of sth.
منتقد بودن چیزی
a discourse on critical theory.
بحثی در مورد نظریه انتقادی
a plurality of critical approaches.
تنوع رویکردهای انتقادی
the critical phase of an illness
مرحله بحرانی یک بیماری
a man with a critical eye
مردی با نگاهی انتقادی
a critical point in the campaign.
نقطه بحرانی در کمپین
a critical shortage of food.
کمبود حیاتی غذا
a critical edition of a Bach sonata.
نسخه انتقادی از سونات باخ
the Frankfurt school of critical theory.
مدارس فرانکفورت نظریه انتقادی
critical writings on art
نوشتن انتقادی در مورد هنر
We are at a critical time in history.
ما در یک زمان بحرانی در تاریخ هستیم.
an illness at the critical stage.
بیماری در مرحله بحرانی
a critical evaluation of the film
ارزیابی انتقادی فیلم
critical acclaim; a critical analysis of Melville's writings.
تحسین انتقاد؛ تحلیل انتقادی نوشته های Melville.
a scientific discovery that won critical applause.
یک کشف علمی که تشویق انتقادی را به دست آورد.
I was very critical of the previous regime.
من نسبت به رژیم قبلی بسیار انتقاد داشتم.
temperature is a critical factor in successful fruit storage.
دما یک عامل حیاتی در نگهداری موفقیت آمیز میوه است.
These flights are both critical and dangerous.
این پروازها هم بحرانی و هم خطرناک هستند.
منبع: CNN 10 Student English November 2017 CollectionSome people are critical, others are abusive.
برخی افراد منتقد هستند، در حالی که برخی دیگر سوء استفاده کننده هستند.
منبع: TED Talks (Video Edition) June 2019 CollectionNot as funny, but just as critical.
به اندازه کافی خنده دار نیست، اما به همان اندازه بحرانی است.
منبع: VOA Standard February 2014 CollectionIt's so simple yet very very critical.
اینقدرها ساده است اما بسیار بسیار بحرانی است.
منبع: Lost Girl Season 2Repetition is critical to habit formation.
تکرار برای شکل گیری عادت بسیار مهم است.
منبع: Selected English short passagesHow critical is community acceptance of this?
پذیرش این موضوع توسط جامعه تا چه حد حیاتی است؟
منبع: CNN 10 Student English September 2018 CollectionHe was often critical of the cleric establishment.
او اغلب به طور انتقادآمیزی به نهاد روحانی نگاه می کرد.
منبع: NPR News June 2013 CompilationChoice, in other words, dulls the critical faculties.
انتخاب، به عبارت دیگر، توانایی های انتقادی را کند می کند.
منبع: The Economist - TechnologyNobody says thank you, and everyone has something critical to say online.
هیچ کس تشکر نمی کند و همه آنلاین چیزی انتقادآمیز برای گفتن دارند.
منبع: Focus on the OscarsTheir coloration provides critical camouflage from predators.
رنگ آنها استتار حیاتی را در برابر شکارچیان فراهم می کند.
منبع: A Small Story, A Great Documentaryلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید