dan

[ایالات متحده]/dæn/
[بریتانیا]/dæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بار دان (کوتاه شده دانمارکی)، دان (نام مستعار برای دانیل)

جملات نمونه

Dan was a whiz-bang at mechanical things.

دان در کارهای مکانیکی خیلی باهوش بود.

Dan nabbed the seat next to mine.

دان جایگاه کنار من را گرفت.

Dan was sitting on the settee watching television.

دان روی صندلی نشسته بود و تلویزیون تماشا می‌کرد.

Dan was doing his utmost to be helpful.

دان تمام تلاش خود را برای کمک کردن می‌کرد.

The ethnic group Dan-min ("Boat Dwellers") was relegated as a outcaste in the Hongwu Reign of the Min Dynasty.Thereafter, Dan-min was discriminated for a very long time.

گروه قومی دان-مین ("ساکنان قایق") به عنوان یک تبعید شده در حکومت هونگ وو در دودمان مین تبعید شد. پس از آن، دان-مین برای مدت طولانی تبعیض قائل شدند.

Flottant dans les clartés, dans les ombres errant,

در روشنایی شناور، در سایه سرگردان،

Nasrul Abit, para tokoh adat dan bundo kandung serta cerdik pandai Pesisir Selatan dan para pejabat lainnya.

ناسرول ابیت، چهره های محلی و مادر بزرگ و دانشمندان و مقامات ساحلی و دیگران.

and the two sons of Eli, Hophni and Phinehas, were slain. Lagipula tabut Allah dirampas dan kedua anak Eli, Hofni dan Pinehas, tewas.

و دو پسر حزقیال، هفنی و فنیحاس کشته شدند. علاوه بر این، تابوت خدا غارت شد و دو پسر حزقیال، هفنی و فنیحاس کشته شدند.

David Bergeron, Dan Limmer, Michael F.

دیوید برگسون، دان لیمر، مایکل اف.

Dans les maquis sans maquillage,

در ماجراجویی های بدون آرایش،

Swearer, Dan Schrag, Lawrence Buell, Michael D.

سوئرر، دان شرگ، لارنس بیول، مایکل دی.

DAN: A Trekkie. He's a serious “Star Trek” fan.

دان: یک طرفدار سریال استار تِرِک. او یک طرفدار جدی "استار تِرِک" است.

hantu malam saja ada di sana dan mendapat tempat perhentian.

فقط شب بود که آنجا بود و یک مکان برای استراحت داشت.

Antara lain senam pagi, sepeda santai, bazaar dan pagelaran musik.

Antara lain senam pagi, sepeda santai, bazaar dan pagelaran musik.

Dan’s looking very nervous.Why? What’s his game?

دان خیلی عصبی به نظر می رسد. چرا؟ بازی اش چیست؟

Les papillons, ?a vit dans des bottes de foin?

پروانه ها، آیا در چکمه های علف زندگی می کنند؟

ladang ialah dunia. Benih yang baik itu anak-anak Kerajaan dan lalang anak-anak si jahat.

زمین دنیای است. بذر خوب فرزندان پادشاهی و علف هرز فرزندان شریر است.

Hak dan kewajiban kedua belah pihak harus merujuk kepada Hukum Perlindungan Kecelakaan Kerja Tenaga Kerja.

حقوق و وظایف هر دو طرف باید به قانون حمایت از حوادث نیروی کار اشاره داشته باشد.

نمونه‌های واقعی

But that's not all. There are seven types of sheng roles, and six types of dan roles.

اما این همه ماجرا نیست. هفت نوع نقش شِن وجود دارد و شش نوع نقش دان وجود دارد.

منبع: Crash Course in Drama

Look, he said, that's a foxes, dan.

ببین، او گفت، آنها روباه هستند، دان.

منبع: Essential English Word

How, um, how did you leave things with dan?

چگونه، اممم، چطور اوضاع را با دان رها کردید؟

منبع: Gossip Girl Season 1

Okay, Charlie, this has nothing to do with dan.

باشه، چارلی، این هیچ ربطی به دان نداره.

منبع: Gossip Girl Season 4

I, uh, I said your name twice. Um, it's dan.

من، اممم، اسم شما را دو بار گفتم. اممم، اسمش دان است.

منبع: Gossip Girl Season 3

Well, he's no dan, but I guess he'll do.

خب، او دان نیست، اما حدس می‌زنم خوب باشد.

منبع: Gossip Girl Season 1

Oh, shoot.i gotta go meet dan.

اوه، ای وای. باید برم دان رو ببینم.

منبع: Gossip Girl Season 1

I'm a seventh dan in Taekwondo, so no, I don't take requests.

من دان هفتم در تکواندو هستم، بنابراین نه، درخواست نمی پذیرم.

منبع: True Blood Season 4

And then there's dan, the outsider.

و سپس دان وجود دارد، غریبه.

منبع: Gossip Girl Season 1

If you actually knew how to get dan, you wouldn't be running away to study abroad.

اگر واقعاً می‌دانستید چگونه دان را بدست آورید، فرار نمی‌کردید تا برای تحصیل به خارج از کشور بروید.

منبع: Gossip Girl Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید