dreadlocks

[ایالات متحده]/[ˈdredˌlɒks]/
[بریتانیا]/[ˈdredˌlɑːks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موی بلند، ضخیم، درهم‌تنیده یا گره‌دار؛ یک مدل مو که در آن موها به صورت رشته‌های بلند و گره‌دار رها می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

growing dreadlocks

رشد دادن گیسوان بافت شده

long dreadlocks

گیسوان بافت شده بلند

wearing dreadlocks

استفاده از گیسوان بافت شده

had dreadlocks

داشتن گیسوان بافت شده

dreadlocks style

سبک گیسوان بافت شده

remove dreadlocks

برداشتن گیسوان بافت شده

tight dreadlocks

گیسوان بافت شده سفت

dreadlocks look

ظاهر گیسوان بافت شده

with dreadlocks

با گیسوان بافت شده

new dreadlocks

گیسوان بافت شده جدید

جملات نمونه

he decided to grow dreadlocks as a form of self-expression.

او تصمیم گرفت به عنوان شکلی از بیان خود، گیسوان بافته شده (دِرلاک) را پرورش دهد.

the musician's long dreadlocks swayed as he played the guitar.

گیسوان بافته شده‌ی طولانی موزیسین در حین نواختن گیتار به رقص درآمد.

she carefully washed and conditioned her dreadlocks every week.

او هر هفته با دقت گیسوان بافته شده (دِرلاک) خود را می‌شست و نرم می‌کرد.

many people associate dreadlocks with rastafarian culture.

بسیاری از مردم گیسوان بافته شده (دِرلاک) را با فرهنگ راستا فاری مرتبط می‌کنند.

maintaining dreadlocks requires a lot of time and patience.

نگهداری از گیسوان بافته شده (دِرلاک) نیاز به زمان و صبر زیادی دارد.

he styled his dreadlocks with colorful beads and wraps.

او گیسوان بافته شده (دِرلاک) خود را با مهره‌ها و بسته‌های رنگارنگ تزئین کرد.

the school dress code prohibited students from wearing dreadlocks.

قانون پوشش مدرسه از پوشیدن گیسوان بافته شده (دِرلاک) توسط دانش‌آموزان منع می‌کرد.

she twisted and secured her new dreadlocks with rubber bands.

او گیسوان بافته شده (دِرلاک) جدید خود را با کش‌های لاستیکی پیچید و محکم کرد.

the artist incorporated dreadlocks into his unique portrait.

هنرمند گیسوان بافته شده (دِرلاک) را در پرتره‌ی منحصربه‌فرد خود گنجاند.

growing dreadlocks can take several months to a year.

پرورش گیسوان بافته شده (دِرلاک) ممکن است چند ماه تا یک سال طول بکشد.

he brushed his dreadlocks gently to prevent tangling.

او به آرامی گیسوان بافته شده (دِرلاک) خود را شانه می‌کرد تا از گره خوردن آن‌ها جلوگیری کند.

she admired the intricate patterns within his dreadlocks.

او به الگوهای پیچیده در گیسوان بافته شده (دِرلاک) او خیره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید