gps

[ایالات متحده]/ˌdʒiː.piːˈes/
[بریتانیا]/ˌdʒiː.piːˈes/

ترجمه

n. سیستم موقعیت‌یابی جهانی، یک سیستم ناوبری مبتنی بر ماهواره (Global Positioning System, a satellite-based navigation system)

عبارات و ترکیب‌ها

use gps

استفاده از GPS

gps signal

سیگنال GPS

gps device

دستگاه GPS

gps coordinates

مختصات GPS

gps navigation

ناوبری GPS

lost gps

GPS گم شده

check gps

بررسی GPS

gps app

برنامه GPS

gps system

سیستم GPS

find gps

پیدا کردن GPS

جملات نمونه

we used gps to navigate through the unfamiliar city.

ما از GPS برای پیمایش در شهر ناآشنا استفاده کردیم.

the delivery driver relies on gps to find addresses quickly.

راننده تحویل به سرعت آدرس ها را پیدا کند به GPS متکی است.

my phone's gps helped me locate the nearest coffee shop.

GPS تلفن من به من کمک کرد تا نزدیکترین کافه را پیدا کنم.

the hiker checked the gps coordinates before venturing out.

گردشگر قبل از بیرون رفتن مختصات GPS را بررسی کرد.

ensure your gps device has fresh satellite signals for accuracy.

اطمینان حاصل کنید که دستگاه GPS شما برای دقت دارای سیگنال های ماهواره ای تازه است.

the gps system guided the ship safely through the channel.

سیستم GPS کشتی را به طور ایمن از طریق کانال هدایت کرد.

i set the gps to avoid tolls on my road trip.

من GPS را طوری تنظیم کردم که در سفر جاده ام عوارض را اجتناب کند.

the car's gps displayed the estimated time of arrival.

GPS ماشین زمان تخمینی ورود را نشان داد.

the gps signal was weak in the mountain valley.

سیگنال GPS دره کوهستانی ضعیف بود.

we tracked the package's location using gps.

ما مکان بسته را با استفاده از GPS ردیابی کردیم.

the gps app alerted me to a traffic jam ahead.

برنامه GPS به من در مورد ترافیک در پیش آگاه کرد.

the drone used gps to return to its home base.

پهپاد از GPS برای بازگشت به پایگاه اصلی خود استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید