goat

[ایالات متحده]/ɡəʊt/
[بریتانیا]/ɡoʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بز; بز قربانی; هوسران.

عبارات و ترکیب‌ها

billy goat

بز نر

nanny goat

ملک‌گوسفک

goat skin

پوست بز

old goat

بز پیر

boer goat

گوسفند بوهری

goat cheese

پنیر بز

mountain goat

بز کوهی

goat meat

گوشت بز

goat hair

مو بز

جملات نمونه

the sheeplike goat chimera.

شیر هیولا مانند بز

a tent made of goat skins.

چادر ساخته شده از پوست بز

she was going to make a goat of herself.

او قصد داشت خود را به تمسخر درآورد.

the goat was sacrificed at the shrine.

بز در معبد قربانی شد.

goats browsing on shrubs

بزها در حال چرا کردن بوته‌ها

Men and goats have beards.

مردان و بزها ریش دارند.

the goat had been skinned and neatly eviscerated.

بز پوست گرفته و به طور مرتب تخلیه شده بود.

chèvre is a generic term for all goats' milk cheese.

chèvre یک اصطلاح کلی برای تمام پنیرهای شیری بز است.

for a mountain goat one misstep could be fatal.

برای یک بز کوهی، یک قدم اشتباه می تواند کشنده باشد.

the mountain goat has a long, shaggy coat.

بز کوهی دارای یک پوشش بلند و پشمی است.

A Judas goat led sheep into the abattoir.

یک بز یهودا گوسفندان را به کشتارگاه هدایت کرد.

"Cows, sheep, and goats have cloven hoofs."

گاوها، گوسفندها و بزها سم دارند.

The goat leaped surely from rock to rock.

بز به طور مطمئن از صخره به صخره پرید.

Goats can bound from rock to rock.

بزها می توانند از صخره به صخره بپرند.

Goats were bounding off in all directions.

بزها در همه جهات در حال پرش بودند.

Two goats butted each other.

دو بز به هم کوبیدند.

The young goat was just beginning to grow horns.

بز جوان تازه شروع به رشد شاخ کرده بود.

The goats were wired in.

بزها سیم کشی شده بودند.

They keep animals,e.g. goats and cattle.

آنها حیوانات را نگه می دارند، مانند بزها و گاوها.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید