lone wolf
گرگ تنها
wolf pack
گله گرگ
cry wolf
گرگ را صدا کردن
wolf down food
سریع غذا خوردن
grey wolf
گرگ خاکستری
wolf down
سریع خوردن
sea wolf
گرگ دریا
shoot a wolf to death
کشتن یک گرگ تا سرحد مرگ
a wolf in sheep's skin
گرگ در پوست گوسفند
The wolf was caught in a pitfall.
گرگ در تلهای گرفتار شد.
a wolf in sheep's clothing
گرگ در پوست گوسفند
The wolf is an endangered species.
گرگ یک گونه در معرض خطر انقراض است.
The wolf dashed through the woods.
گرگ از میان جنگل دوید.
The wolf padded through the forest.
گرگ از میان جنگل قدم زد.
She has shot the wolf wounded.
او گرگ زخمی را هدف قرار داده است.
a wolf in sheep's clothing (=a wolf in lamb's skin)
گرگ در لباس گوسفند (=گرگ در پوست گوسفند)
he wolfed down his breakfast.
او صبحانه خود را با ولع خورد.
He wolfed (down) a good meal.
او یک وعده غذایی خوب را با ولع خورد.
Their wages are just enough to keep the wolf from the door.
حقوق آنها فقط به اندازهای است که گرگ را از در دور نگه دارد.
The wolf is the monogyny, cannot a husband two wife.
گرگ یکهمسری است، شوهر نمیتواند دو همسر داشته باشد.
The big ash wolf anti understands the sensus of the fox.
گرگ خاکستری بزرگ ضد، حس فاکس را می فهمد.
She chained the wolf securely to the post.
او گرگ را به طور ایمن به پایگاه زنجیر کرد.
The wolf snapped at the hunter's hand.
گرگ به دست شکارچی گاز زد.
I work part-time to pay the mortgage and keep the wolf from the door.
من به صورت پاره وقت کار میکنم تا وام مسکن را پرداخت کنم و گرگ را از در دور نگه دارم.
Mike Wolfer script assist and artwork.
مایک وولفر، دستیار فیلمنامه و آثار هنری.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید