greg

[ایالات متحده]/ɡreɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گرگ (یک نام مردانه، برابر با گریگوری)

جملات نمونه

Greg is a talented musician.

گرگ یک نوازنده بااستعداد است.

She always relies on Greg for advice.

او همیشه برای مشورت از گرگ کمک می‌گیرد.

Greg enjoys spending time outdoors.

گرگ از گذراندن وقت در فضای باز لذت می برد.

They invited Greg to join their team.

آنها از گرگ خواستند به تیم آنها بپیوندد.

Greg has a great sense of humor.

گرگ حس شوخ طبعی فوق العاده ای دارد.

I'm meeting Greg for lunch tomorrow.

من فردا برای ناهار با گرگ ملاقات خواهم کرد.

Greg is known for his generosity.

گرگ به خاطر سخاوتش شناخته می شود.

She and Greg are close friends.

او و گرگ دوستان صمیمی هستند.

Greg is an excellent cook.

گرگ یک سرآشپز عالی است.

They rely on Greg's expertise in the field.

آنها به تخصص گرگ در این زمینه تکیه دارند.

نمونه‌های واقعی

I highly recommend giving Greg's article a read, link's in the description.

من قویاً توصیه می‌کنم مقاله‌ی گرگ را بخوانید، پیوند در توضیحات است.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

You just heard Pete say, “Neither do I” to show agreement with Greg's statement.

همین الان صدای پیتر را شنیدید که گفت: «من هم همینطور»، برای نشان دادن توافق با اظهارات گرگ.

منبع: Advanced Daily Grammar

Greg Witter was a spokesperson for Alaska Airlines at the time, and he was in the boardroom helping to figure out Alaska's plan, their countermove, for when those strikes finally did begin.

در آن زمان، گرگ ویتر سخنگوی الخطوط الجوية ألاسكا بود و در اتاق هیئت مدیره حضور داشت تا به کشف برنامه آلاسکا، واکنش آنها، برای زمانی که در نهایت آن اعتصابات آغاز می‌شدند، کمک کند.

منبع: Money Earth

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید