harbor master
سرپرست بندر
harbor city
شهر بندر
pearl harbor
پرل هاربر
safe harbor
بندر امن
harbor basin
حوضه بندر
harbor bureau
اداره بندر
sweep the harbor for mines
برای یافتن مینها بندر را جستجو کنید.
to harbor evil thoughts
برای پرورش افکار شیطانی
It's an offence to harbor the criminals.
پناه دادن به مجرمان یک جرم است.
Don't harbor unkind thoughts.
نگران نباشید و افکار بد نداشته باشید.
harbor refugees; harbor a fugitive.
پناه دادن به آوارگان؛ پناه دادن به یک فراری.
The boats in the harbor make a beautiful scene.
کشتیهای بندر صحنهای زیبا ایجاد میکنند.
They reconstructed their harbor quayage.
آنها اسکله بندر خود را بازسازی کردند.
The approach to the harbor was shoaled in the storm.
مسیر رسیدن به بندر در طوفان کمعمق شد.
Harboring criminals is an offense in law.
پناه دادن به مجرمان یک جرم در قانون است.
There were many vessels in the harbor today.
امروز بسیاری از کشتیها در بندر بودند.
The harbor gradually filled in.
بندرگاه به تدریج پر شد.
The harbor lies to the south of the city.
بندر در جنوب شهر قرار دارد.
a basement that harbors a maze of pipes; streams that harbor trout and bass.
یک زیرزمین که دارای هزارتوی لولهها است؛ نهرها که ماهی قزلآلا و باس را در خود جای دادهاند.
The harbor is now entirely silted up.
بندر اکنون کاملاً رسوب کرده است.
The attack on Pearl Harbor was a crushing calamity.
حمله به پرل هاربر یک فاجعه ویرانگر بود.
About 1917 the shipworm invaded the harbor of San Francisco.
در حدود سال 1917، شپش کشتی بندر سان فرانسیسکو را مورد حمله قرار داد.
Do not use straw as straw is a natural harborer of mites.
از کاه استفاده نکنید زیرا کاه به طور طبیعی محل زندگی کنهها است.
harbor master
سرپرست بندر
harbor city
شهر بندر
pearl harbor
پرل هاربر
safe harbor
بندر امن
harbor basin
حوضه بندر
harbor bureau
اداره بندر
sweep the harbor for mines
برای یافتن مینها بندر را جستجو کنید.
to harbor evil thoughts
برای پرورش افکار شیطانی
It's an offence to harbor the criminals.
پناه دادن به مجرمان یک جرم است.
Don't harbor unkind thoughts.
نگران نباشید و افکار بد نداشته باشید.
harbor refugees; harbor a fugitive.
پناه دادن به آوارگان؛ پناه دادن به یک فراری.
The boats in the harbor make a beautiful scene.
کشتیهای بندر صحنهای زیبا ایجاد میکنند.
They reconstructed their harbor quayage.
آنها اسکله بندر خود را بازسازی کردند.
The approach to the harbor was shoaled in the storm.
مسیر رسیدن به بندر در طوفان کمعمق شد.
Harboring criminals is an offense in law.
پناه دادن به مجرمان یک جرم در قانون است.
There were many vessels in the harbor today.
امروز بسیاری از کشتیها در بندر بودند.
The harbor gradually filled in.
بندرگاه به تدریج پر شد.
The harbor lies to the south of the city.
بندر در جنوب شهر قرار دارد.
a basement that harbors a maze of pipes; streams that harbor trout and bass.
یک زیرزمین که دارای هزارتوی لولهها است؛ نهرها که ماهی قزلآلا و باس را در خود جای دادهاند.
The harbor is now entirely silted up.
بندر اکنون کاملاً رسوب کرده است.
The attack on Pearl Harbor was a crushing calamity.
حمله به پرل هاربر یک فاجعه ویرانگر بود.
About 1917 the shipworm invaded the harbor of San Francisco.
در حدود سال 1917، شپش کشتی بندر سان فرانسیسکو را مورد حمله قرار داد.
Do not use straw as straw is a natural harborer of mites.
از کاه استفاده نکنید زیرا کاه به طور طبیعی محل زندگی کنهها است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید