inaccessible

[ایالات متحده]/ɪnək'sesɪb(ə)l/
[بریتانیا]/ˌɪnæk'sɛsəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل دسترسی، غیرقابل دستیابی

عبارات و ترکیب‌ها

inaccessible pore

سلول غیر قابل دسترسی

جملات نمونه

a remote and inaccessible cave.

یک غار دورافتاده و غیرقابل دسترس.

the city centre is inaccessible to traffic in most places.

مرکز شهر در بیشتر مکان‌ها برای ترافیک غیرقابل دسترس است.

such costs would make litigation inaccessible to private individuals.

چنین هزینه‌ها باعث می‌شود که پیگرد قانونی برای افراد خصوصی غیرقابل دسترس باشد.

inaccessible parts will be mapped from the air.

قسمت‌های غیرقابل دسترس از هوا نقشه برداری خواهند شد.

Heavy snow made the mountain village inaccessible to traffic.

برف سنگین باعث شد که روستای کوهستانی برای ترافیک غیرقابل دسترس باشد.

The top of Mount Everest is the most inaccessible place in the world.

بالاترین نقطه کوه اورستل غیرقابل دسترس‌ترین مکان در جهان است.

The mountain climbers cached their provisions for the descent in a cave they could easily locate but that was inaccessible to animals. Toscreen is to shield or block from the view of others by interposing something such as a screen:

کوهنوردان آذوقه خود را برای فرود در غاری که به راحتی می توانستند آن را پیدا کنند اما برای حیوانات غیرقابل دسترس بود، ذخیره کردند. Toscreen به معنای محافظت یا مسدود کردن از دید دیگران با قرار دادن چیزی مانند صفحه نمایش است:

Psychic chirurgery simply restores access to the inaccessible powers; the chirurgeon doesn't need to know the erased powers to make the repair.

جراحی روانی به سادگی دسترسی به قدرت‌های غیرقابل دسترس را بازمی‌گرداند؛ جراح نیازی ندارد تا قدرت‌های پاک شده را بداند تا تعمیر را انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید