infinite

[ایالات متحده]/ˈɪnfɪnət/
[بریتانیا]/ˈɪnfɪnət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌پایان، نامتناهی؛ بی‌شمار؛ وسیع
n. بی‌نهایت؛ چیزی که بی‌پایان است (مانند فضا، زمان)؛ نامتناهی.

عبارات و ترکیب‌ها

infinite possibilities

احتمالات بی‌نهایت

infinite loop

حلقه بی‌نهایت

infinite space

فضای بی‌نهایت

infinite variety

تنوع بی‌نهایت

infinite bus

اتوبوس بی‌نهایت

infinite dimensional

بی نهایت بعدی

infinite medium

واسطه بی‌نهایت

infinite distance

فاصله بی‌نهایت

جملات نمونه

the infinite mercy of God.

رحمت بی‌انتهاى خدا

a person of infinite literature

شخصی با ادبیات بی‌پایان

mysterious and infinite truths.

حقیقت‌های اسرارآمیز و بی‌انتها

the infinite oneness of God.

یکپارچگی بی‌انتهاى خدا

absolute silence.See Usage Note at infinite

سکوت مطلق. برای اطلاعات بیشتر به یادداشت استفاده در مورد infinite مراجعه کنید

the infinite number of stars in the universe.

تعداد بی‌نهایت ستاره‌ها در جهان

an infinite number of reasons;

تعداد بی‌شماری از دلایل;

The war brought infinite harm to the nation.

جنگ آسیب بی پایانی به ملت وارد کرد.

he bathed the wound with infinite care.

او با دقت بسیار زیاد زخم را حمام کرد.

Let G be an infinite group. If G has a normal elementary abelian subgroup, then G is irrecognizable.

فرض کنید G یک گروه بی‌نهایت است. اگر G زیرگروه آبلیی مقدماتی نرمال داشته باشد، آنگاه G غیرقابل تشخیص است.

The primary method in calculi can only solve a thimbleful type of evaluations of infinite integral.

روش اصلی در حسابان فقط می‌تواند نوعی از ارزیابی‌های انتگرال بی‌نهایت را حل کند.

In actuality, following this analogy, there would be an infinite number of threads both above and below your own, all part of one inconceivably miraculous webwork.

در واقعیت، با پیروی از این قیاس، تعداد نامحدودی از رشته ها هم بالای سر شما و هم زیر شما وجود خواهد داشت، همه بخشی از یک شبکه معجزه آسا و غیرقابل تصور.

After the millenary of tentative idea, mankind can roam wantonly in infinite universe , is that to be so secret, so magical!

پس از هزاره‌ای از ایده آزمایشی، بشر می‌تواند به طور آزادانه در جهان بی‌نهایت پرسه بزند، آیا قرار است اینقدر مخفی و جادویی باشد!

A multi-index nonlinear coordinated control scheme for single machine infinite bus power system with superconduction magnetic energy storage (SMES) is proposed.

یک طرح کنترل هماهنگ غیرخطی چند شاخصه برای سیستم قدرت با ذخیره انرژی مغناطیسی فوق رسانا (SMES) یک ماشین واحد و باس بی نهایت پیشنهاد شده است.

Like the tambura in Indian raga music, the monochorde produces a drone effect that attunes you to "the field of infinite possibilities.

مانند تمبورا در موسیقی راگا هندی، مونوکورد یک اثر درونی تولید می‌کند که شما را با "زمینه بی‌نهایت احتمالات" هماهنگ می‌کند.

Listening to the late quartets on that little gramophone, I experienced the most infinite musical joy that I have ever known. See Usage Note at unique

گوش دادن به کوارتت های پایانی در آن گرامافون کوچک، من تجربه‌ای از بی نهایت شادی موسیقی را داشتم که تا به حال داشته ام. توجه به استفاده را در unique ببینید

A tenebrionid beetle, Onymacris rugatipennis, it buried itself one moment and then rushed forth again, as if skating along the surface of infinite sand grains.

یک خفاش تنبریونید، Onymacris rugatipennis، برای لحظه‌ای خود را در زیر خاک دفن کرد و سپس دوباره به جلو هجوم برد، گویی روی سطح دانه‌های بی‌نهایت شن اسکیت سواری می‌کند.

Wernerians thought strata were deposits from shrinking seas, but James Hutton proposed a self-maintaining infinite cycle, anticipating uniformitarianism.

ورنریان فکر می‌کردند لایه‌ها رسوبات حاصل از دریاهای در حال کوچک شدن هستند، اما جیمز هتون یک چرخه بی‌انتها و خود نگهداری پیشنهاد کرد و پیش‌بینی‌کننده یکنواختی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید