lactose intolerance
عدم تحمل لاکتوز
Intolerance is a barrier to understanding.See Synonyms at obstacle
عدم تحمل مانعی برای درک است. برای مترادفها به مانع مراجعه کنید.
her intolerance was attenuated by an unexpected liberalism.
عدم تحمل او با یک لیبرالیسم غیرمنتظره کاهش یافت.
Intolerance is the mark of a bigot. The term can also denote a lasting effect,as of an experience:
عدم تحمل نشانه متعصب است. این اصطلاح همچنین می تواند نشان دهنده تأثیر ماندگار، مانند تجربه باشد:
Common somatropin-related aderse reactions include injection site reactions/rashes, lipoatrophy and headaches, glucose intolerance, fluid retention and unmasking of latent central hypothyroidism.
واکنشهای نامطلوب مرتبط با سوماتوتروپین شایع عبارتند از: واکنشهای محل تزریق/ضدآفتابی، لیپوآتروفی و سردرد، عدم تحمل گلوکز، احتباس مایعات و آشکار شدن هیپوتیروئیدیسم مرکزی نهفته.
In our efforts to adjust differences of opinion we should be free from intolerance of position,and our judgements should be unmoved by alluring phrases and unvexed by selfish interests.
در تلاش ما برای تعدیل تفاوت های نظر، باید از عدم تحمل موقعیت ها دور باشیم و قضاوت های ما نباید تحت تأثیر عبارات جذاب و منافع خودخواه قرار گیرد.
intolerance towards different opinions
عدم تحمل نسبت به نظرات مختلف
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید