jess

[ایالات متحده]/dʒɛs/
[بریتانیا]/dʒɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بند کفش یک شخص را ببندید
n. بند پای یک باز.

عبارات و ترکیب‌ها

jessica

جِسی‌کا

jessie

جِسی

jessamine

جِسامین

jessalyn

جِسالین

jessie's girl

دختر جِسی

jessie j

جِسی جی

jessica simpson

جِسی‌کا سیمپسون

جملات نمونه

Jess came into the kitchen.

جِز وارد آشپزخانه شد.

she saw Jess surrounded by a fuzz of sunlight.

او جس را احاطه شده توسط یک حاشیه نور خورشید دید.

Hiphop .Lockin .Popin .New jess .

هیپ‌هاپ . لاکین . پاپین . جِز جدید .

he bellowed something Jess couldn't catch.

او چیزی را فریاد زد که جس نتوانست بشنود.

Jess looked at him in mute hopeless appeal.

جِس با التماس ناامیدانه به او نگاه کرد.

Jess socked his father across the face.

جِز به صورت پدرش مشت زد.

For many years Jess had been employed about the cemetery as a man-of-all-work and it was his favourite pleasantry that he knew 'every soul in the place.

جِس سال‌ها در кладбище به عنوان یک کارگر استخدام شده بود و این عادتش بود که می‌گفت: «من هر روح را در این مکان می‌شناسم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید