kamala

[ایالات متحده]/ˈkæmələ/
[بریتانیا]/ˈkæmələ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی که به عنوان پوست خشن شناخته می‌شود؛ پوست خشن مورد استفاده در شیمی؛ کاملا؛ پودری که از میوه یک درخت بدست می‌آید

عبارات و ترکیب‌ها

kamala harris

کامالا هریس

kamala's speech

سخنرانی کامالا

kamala for president

کامالا برای ریاست جمهوری

kamala's policies

خط مشی های کامالا

kamala's vision

چشم انداز کامالا

kamala's leadership

رهبری کامالا

kamala's campaign

کمپین کامالا

kamala's impact

تاثیر کامالا

kamala's support

حمایت کامالا

kamala's achievements

دستاوردهای کامالا

جملات نمونه

kamala is known for her leadership skills.

کامالا به خاطر مهارت‌های رهبری خود شناخته می‌شود.

many people support kamala's initiatives.

بسیاری از مردم از ابتکارات کامالا حمایت می‌کنند.

kamala often speaks at public events.

کامالا اغلب در رویدادهای عمومی صحبت می‌کند.

kamala has a strong presence in politics.

کامالا حضور قوی در سیاست دارد.

people admire kamala for her dedication.

مردم کامالا را به خاطر تعهدش تحسین می‌کنند.

kamala advocates for social justice.

کامالا از عدالت اجتماعی حمایت می‌کند.

kamala's policies focus on education reform.

سیاست‌های کامالا بر اصلاح آموزش تمرکز دارند.

kamala is a role model for many young women.

کامالا برای بسیاری از زنان جوان یک الگوی رفتاری است.

kamala participated in the debate last night.

کامالا شب گذشته در بحث شرکت کرد.

kamala works tirelessly for her constituents.

کامالا به طور خستگی‌ناپذیر برای رای‌دهندگان خود کار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید