larry

[ایالات متحده]/'læri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کالسکه؛ بارکش؛ کالسکه وزن‌کشی
لری (نام مستعار برای لورنس)
بیل برای مخلوط کردن ملات

عبارات و ترکیب‌ها

larry bird

لری برد

larry ellison

لری الیسون

جملات نمونه

Larry was stern with disobedient employees.

لری با کارمندان непокорный سخت بود.

Larry was turning out to be a drag on her career.

لری داشت تبدیل می‌شد به یک بار سنگین برای حرفه او.

Larry took a step forward and tromped on his wrist.

لری یک قدم به جلو برداشت و روی مچ دست خود پا گذاشت.

Or "kind of cute" like your friend Spackle-Back Larry?

یا "نوعی از ناز" مثل دوست شما اسپکل-بک لری؟

In 1998, Larry Jennings was one of the topics studied at the Escorial in Spain.

در سال 1998، لری جنینگز یکی از موضوعاتی بود که در اسکوریال اسپانیا مورد مطالعه قرار گرفت.

Larry didn't linger over his work completely, but he did linger over it to some extent.

لری به طور کامل روی کار خود وقفه ای نینداخت، اما تا حدی روی آن وقفه انداخت.

"Last year we got beat," said Hu, a second-time Futures Game participant who would go on to win the Larry Doby MVP award.

«سال گذشته شکست خوردیم،» گفت هو، یک شرکت‌کننده دو بار در بازی آینده‌دار که بعداً جایزه MVP لری دابی را برد.

نمونه‌های واقعی

" And my counsel to" ee is to carry this larry no further.

و توصیه من به "ای" این است که این لری را بیشتر پیش نبرود.

منبع: The Romantic Adventure of the Milkmaid

Dibs doesn't apply in a bidding war. It's not a bidding war. I'm selling it all to larry down at the comic book store.

دیبز در یک جنگ پیشنهاد اعمال نمی‌شود. این یک جنگ پیشنهاد نیست. من همه را به لری در مغازه کتاب کمیک می‌فروشم.

منبع: The Big Bang Theory Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید