lisette

[ایالات متحده]/[ˈlɪzɛt]/
[بریتانیا]/[ˈlɪzɛt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نانوایی کوچک، فرانسوی سنتی که از لایه‌های پف‌کیک و شکلات درست می‌شود؛ یک نام خانوادگی زن.

عبارات و ترکیب‌ها

meet lisette

پاسخ فارسی

lisette's book

کتاب لیسیت

helping lisette

کمک به لیسیت

lisette smiled

لیسیت لبخند زد

with lisette

همراه لیسیت

lisette works

لیسیت کار می کند

lisette's idea

ایده لیسیت

thank you, lisette

ممنون، لیسیت

lisette is here

لیسیت اینجا است

seeing lisette

دیدن لیسیت

جملات نمونه

lisette carefully reviewed the contract before signing.

لیسیت با دقت قرارداد را قبل از امضا کردن مورد بررسی قرار داد.

we introduced ourselves to lisette at the conference.

ما در کنفرانس خود را به لیسیت معرفی کردیم.

lisette is passionate about environmental conservation.

لیسیت به حفظ محیط زیست علاقه زیادی دارد.

the team relied on lisette's expertise in marketing.

تیم به تخصص لیسیت در بازاریابی متکی بود.

lisette enjoys hiking and exploring new trails.

لیسیت از راه رفتن و کشف مسیرهای جدید لذت می برد.

lisette presented her research findings to the audience.

لیسیت نتایج تحقیقات خود را به جمع حاضر ارائه کرد.

we invited lisette to join our project team.

ما لیسیت را دعوت کردیم تا به تیم پروژه ما بپیوست.

lisette skillfully navigated the complex negotiations.

لیسیت با مهارت در مذاکرات پیچیده موفق شد.

lisette’s positive attitude is truly inspiring.

وضعیت مثبت لیسیت واقعا ملهم‌بخش است.

lisette is known for her strong work ethic.

لیسیت به دلیل اخلاق کاری قویش شناخته شده است.

we collaborated with lisette on the new initiative.

ما با لیسیت در این مبادرت جدید همکاری کردیم.

lisette quickly adapted to the changing circumstances.

لیسیت به سرعت به شرایط تغییر کرده تطبیق پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید