mrs

[ایالات متحده]/ˈmɪsɪz/
[بریتانیا]/ ˈmɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خانم - اصطلاحی که در جلوی یک مکان، فعالیت، شغل و غیره قرار می‌گیرد و برای خطاب به یک زن متأهل استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

Mrs Smith

خانم اسمیت

Mrs Brown's Boys

پسرهای خانم براون

جملات نمونه

Mrs. Smith is a talented pianist.

خانم اسمیت یک پیانیست بااستعداد است.

I need to speak with Mrs. Johnson about the project.

من نیاز دارم با خانم جانسون در مورد پروژه صحبت کنم.

Mrs. Brown teaches English at the local school.

خانم براون انگلیسی را در مدرسه محلی آموزش می‌دهد.

Please pass this message along to Mrs. Lee.

لطفاً این پیام را به خانم لی منتقل کنید.

Mrs. Garcia is hosting a charity event next week.

خانم گارسیا هفته آینده یک رویداد خیریه برگزار می‌کند.

I have an appointment with Mrs. Wang this afternoon.

من این بعد از ظهر یک قرار با خانم وانگ دارم.

Mrs. Patel is a well-respected doctor in the community.

خانم پاتل یک پزشک مورد احترام در جامعه است.

Could you please ask Mrs. Kim to call me back?

می‌توانید لطفاً از خانم کیم بخواهید که با من تماس بگیرد؟

Mrs. Anderson is the head of the parent-teacher association.

خانم اندرسون رئیس انجمن والدین و معلمان است.

I will be attending a meeting with Mrs. Tan tomorrow morning.

من فردا صبح در یک جلسه با خانم تان شرکت خواهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید