odin

[ایالات متحده]/ˈəʊ.dɪn/
[بریتانیا]/ˈoʊ.dɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خدای اصلی در اساطیر نروژی؛ خدای شعر و جنگ در اساطیر نروژی

عبارات و ترکیب‌ها

odin's power

قدرت اودین

odin's wisdom

خرد اودین

odin's realm

حوزه اودین

odin's choice

انتخاب اودین

odin's spear

نیزه اودین

odin's hall

سالن اودین

odin's fate

سرنوشت اودین

odin's son

پسر اودین

odin's gift

هدیه اودین

odin's journey

سفر اودین

جملات نمونه

odin is often associated with wisdom and knowledge.

اودین اغلب با خرد و دانش مرتبط است.

in norse mythology, odin is the chief god.

در اساطیر نورس، اودین، خدای اصلی است.

many stories depict odin as a wanderer.

داستان‌های زیادی اودین را به عنوان یک درنده‌دل نشان می‌دهند.

odin sacrificed his eye for wisdom.

اودین برای خرد، چشمی خود را قربانی کرد.

odin is known for his magical abilities.

اودین به توانایی‌های جادویی خود معروف است.

odin rides an eight-legged horse named sleipnir.

اودین با یک اسب هشت‌پا به نام Sleipnir سواری می‌کند.

in battle, odin is a fierce protector of his warriors.

در نبرد، اودین یک محافظ خشمگین برای جنگجویانش است.

odin's influence can be seen in many modern cultures.

می‌توان تأثیر اودین را در بسیاری از فرهنگ‌های مدرن دید.

people often celebrate odin during winter festivals.

مردم اغلب اودین را در جشن‌های زمستانی جشن می‌گیرند.

odin is a symbol of strength and bravery.

اودین نمادی از قدرت و شجاعت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید